استانداردهای روانکار هواپیما؛ از SAE تا MIL و نقش تأییدیه‌های OEM

در صنعت هوایی، روانکار یک «کالای مصرفی» نیست؛ بخشی از زنجیره ایمنی پرواز و قابلیت اطمینان سامانه‌های حیاتی است. از موتورهای توربینی و گیربکس‌های پرسرعت تا سامانه‌های هیدرولیک و یاتاقان‌های حساس، روانکاری درست باید در شرایط دمایی و فشاری بسیار متغیر، در ارتفاع، با چرخه‌های روشن/خاموش و زمان‌های سرویس‌دهی طولانی، عملکرد پایدار ارائه دهد. تفاوت اصلی با بسیاری از کاربردهای زمینی این است که در هوانوردی، حاشیه خطا کوچک‌تر و پیامد انتخاب نادرست می‌تواند از افزایش سایش و خرابی زودرس تا ریسک توقف تجهیز و رخدادهای ایمنی گسترده پیش برود. به همین دلیل انتخاب روانکار هواپیما به جای اتکا به تجربه‌های عمومی یا «معادل‌سازی‌های بازاری»، باید بر اساس استانداردهای معتبر، الزامات سازنده و کنترل زنجیره تأمین انجام شود.

MIL مجموعه استانداردهای نظامی برای تجهیزات و مواد هوایی است. OEM سازنده اصلی تجهیز است که مشخصات فنی الزام‌آور ارائه می‌دهد.

استانداردهای روانکار هواپیما؛ چرا «نام گرید» به‌تنهایی کافی نیست؟

در این بخش بررسی می‌کنیم چرا در هوانوردی، صرفاً دانستن ویسکوزیته یا یک کد استاندارد عمومی، برای انتخاب روانکار کافی نیست. روانکارهای هوایی معمولاً باید هم‌زمان چند نیاز متعارض را پوشش دهند: جریان‌پذیری در سرمای شدید، پایداری در دمای بالا، مقاومت در برابر اکسیداسیون، سازگاری با الاستومرها و رنگ‌ها، و کنترل کف/هواگیری در مدارهای حساس. علاوه بر این، محدودیت‌های ایمنی (Flammability، سمیت، و رفتار در نشت) و الزامات پاکیزگی (Cleanliness) نقش تعیین‌کننده دارد.

یکی از خطاهای رایج در بازارهای غیرتخصصی این است که «استانداردهای خودرو» یا «استانداردهای صنعتی عمومی» به‌عنوان معادل روانکار هوایی تلقی می‌شوند. در حالی‌که فلسفه آزمون‌ها و شرایط کاری هواپیما متفاوت است؛ برای مثال، یک روغن هیدرولیک صنعتی ممکن است در فشار مناسب کار کند اما از نظر سازگاری با آب‌بندی‌های خاص، مقاومت آتش‌گیری یا رفتار در دمای پایین، الزامات هواپیمایی را پاس نکند.

برای درک بهتر، می‌توان استانداردها را در سه لایه دید:

  • لایه طبقه‌بندی (Classification): مثل برخی دسته‌بندی‌های SAE که بیشتر به زبان مشترک برای گریددهی و خواص پایه کمک می‌کنند.
  • لایه مشخصات فنی/تدارکاتی (Specification): مانند بسیاری از اسناد MIL که حداقل‌های عملکرد و آزمون‌ها را به‌صورت الزام‌آور تعریف می‌کنند.
  • لایه تأییدیه کاربردی (Approval/Qualification): تأییدیه‌های OEM که نشان می‌دهد یک محصول در پیکربندی واقعی تجهیز و الزامات سازنده معتبر است.

SAE در روانکارهای هوایی: زبان مشترک گریددهی و مرزهای آن

در این بخش بررسی می‌کنیم SAE دقیقاً چه کمکی به مهندسی روانکار هوایی می‌کند و در کجا کافی نیست. SAE به‌طور کلی به‌عنوان مرجع طبقه‌بندی و ایجاد زبان مشترک برای گریدها (به‌ویژه ویسکوزیته) شناخته می‌شود. در کاربردهای نزدیک به موتورهای احتراق داخلی زمینی، گریدهای SAE برای بسیاری از تصمیم‌ها نقطه شروع هستند. در هوانوردی نیز مفهوم «کنترل ویسکوزیته در بازه دمایی» بسیار مهم است، اما مسئله این است که تنها با ویسکوزیته نمی‌توان ایمنی و دوام را تضمین کرد.

در انتخاب یک روانکار هوایی، علاوه بر گرید، باید به بسته افزودنی، نوع روغن پایه (سنتتیک یا مینرال با کلاس مشخص)، رفتار در اکسیداسیون و تشکیل رسوب، و سازگاری با متریال‌ها توجه کرد. دو روانکار با ویسکوزیته مشابه ممکن است از نظر پایداری حرارتی یا مقاومت در برابر برش (Shear Stability) کاملاً متفاوت باشند؛ تفاوتی که در قطعات پرسرعت و داغ مثل یاتاقان‌ها و گیربکس‌های هواپیما می‌تواند به افزایش دما، افت فیلم روانکار و در نهایت خرابی منجر شود.

از منظر «فلسفه تدوین»، SAE بیشتر نقش استانداردسازی زبان مهندسی و روش‌های طبقه‌بندی را دارد؛ یعنی می‌گوید محصول در چه بازه‌ای از یک ویژگی (مثلاً ویسکوزیته) قرار می‌گیرد. اما کمتر به این پاسخ می‌دهد که آیا این محصول برای یک سامانه مشخص با ریسک ایمنی بالا، در تمام شرایط عملیاتی، کارآزموده و تأیید شده است یا نه.

MIL: استانداردهای الزام‌آور تدارکاتی با نگاه ایمنی و قابلیت اطمینان

در این بخش بررسی می‌کنیم استانداردهای MIL چگونه طراحی می‌شوند و چرا در روانکارهای هوایی اهمیت ویژه دارند. اسناد MIL معمولاً مشخصات فنی را به‌صورت حداقل‌های الزام‌آور تعریف می‌کنند: الزامات عملکردی، روش‌های آزمون، معیارهای پذیرش، بسته‌بندی، نگهداری، و گاهی رهگیری (Traceability). در واقع MIL فقط «تعریف گرید» نیست؛ مجموعه‌ای از شرایط است که محصول باید در آزمون‌ها و کنترل کیفیت، از آن عبور کند.

در روانکارهای هوایی، این الزام‌آوری با ریسک عملیاتی گره خورده است. وقتی یک روانکار بر اساس یک مشخصه MIL انتخاب می‌شود، هدف این است که حداقل سطح عملکرد در محیط‌های سخت (حرارت، فشار، رطوبت، سیکل‌های کاری) و در یک چارچوب کنترل‌شده تضمین شود. این موضوع به‌خصوص در سامانه‌های هیدرولیک هواپیما مهم است؛ جایی که رفتار سیال در دمای پایین (برای راه‌اندازی و پاسخ‌دهی)، در دمای بالا (برای جلوگیری از افت خواص)، و سازگاری با آب‌بندی‌ها و قطعات، به‌طور مستقیم بر ایمنی اثر می‌گذارد.

همچنین MIL معمولاً به «مدیریت ریسک تدارکات» هم توجه دارد: تغییر فرمولاسیون، تغییر منبع مواد اولیه یا تغییر فرآیند تولید می‌تواند اثر جدی بگذارد. به همین دلیل در بسیاری از پروژه‌های حساس، صرف این‌که روی برگه مشخصات نوشته شده باشد «مطابق MIL» کافی نیست و باید وضعیت کیفی‌سازی، مدارک آزمون و کنترل تغییرات بررسی شود.

تفاوت فلسفه SAE و MIL: طبقه‌بندی در برابر کیفی‌سازی (Qualification)

در این بخش بررسی می‌کنیم تفاوت ریشه‌ای SAE و MIL چیست و این تفاوت چگونه روی تصمیم خرید اثر می‌گذارد. به‌طور خلاصه، SAE بیشتر «طبقه‌بندی» و ایجاد زبان مشترک است؛ MIL بیشتر «مشخصات الزام‌آور و کیفی‌سازی» است. در یک پروژه هوایی، این تمایز عملیاتی می‌شود: شما ابتدا نیاز فنی را با مفاهیمی مثل ویسکوزیته، دمای کارکرد، و نوع سامانه تعریف می‌کنید (جایی که طبقه‌بندی‌ها کمک می‌کنند)؛ سپس وارد مرحله‌ای می‌شوید که باید ثابت کنید محصول در آزمون‌های استاندارد، شرایط حدی و کنترل کیفیت، قابل اتکا است (جایی که MIL و تأییدیه‌ها نقش اصلی را دارند).

برای تصمیم‌گیری سریع‌تر، جدول زیر تفاوت‌ها را در سطح عملیاتی نشان می‌دهد:

موضوع SAE MIL
هدف اصلی طبقه‌بندی و زبان مشترک (مثل گریددهی) الزامات فنی/تدارکاتی الزام‌آور برای پذیرش محصول
خروجی برای کاربر می‌فهمید محصول در چه کلاس/بازه‌ای است می‌فهمید محصول چه آزمون‌هایی را باید پاس کند و با چه معیارهایی پذیرفته می‌شود
ریسک کاهش‌نیافته ممکن است محصول «هم‌گرید» باشد اما در آزمون‌های حیاتی مردود شود اگر کیفی‌سازی و کنترل تغییرات انجام شود، ریسک انتخاب اشتباه کمتر می‌شود
تناسب با ایمنی پرواز مفید به‌عنوان پیش‌نیاز، اما کافی نیست معمولاً نزدیک‌تر به نیازهای ایمنی و قابلیت اطمینان است

نکته مهم: در عمل، بسیاری از انتخاب‌های درست زمانی شکل می‌گیرد که SAE به‌عنوان «شروع تعریف نیاز» و MIL به‌عنوان «چارچوب پذیرش و کنترل ریسک» کنار هم دیده شوند، نه جایگزین هم.

نقش تأییدیه‌های OEM: آخرین حلقه زنجیره انتخاب روانکار هواپیما

در این بخش بررسی می‌کنیم چرا حتی داشتن یک مشخصه عمومی یا نظامی، بدون توجه به تأییدیه‌های OEM می‌تواند ناکافی باشد. OEM معمولاً مشخصات فنی الزام‌آوری ارائه می‌دهد که دقیقاً به هندسه، متریال‌ها، تلرانس‌ها، پروفایل حرارتی، و رفتار دینامیکی تجهیز مربوط است. این مشخصات ممکن است شامل محدودیت‌های سازگاری شیمیایی (با آب‌بندی‌ها، رنگ‌ها، پوشش‌ها)، حداقل‌های پایداری اکسیداسیون، کنترل رسوب، یا حتی الزامات خاص برای فیلتراسیون و پاکیزگی باشد.

تأییدیه OEM معمولاً معنی‌اش این نیست که «هر محصولی با ادعای مشابه» قابل جایگزینی است؛ بلکه یعنی محصول در یک فرآیند ارزیابی/کیفی‌سازی، برای کاربردهای مشخص، پذیرفته شده است. در صنعت هوایی، این پذیرش به‌خصوص برای اقلامی که ریسک ایمنی دارند حیاتی است؛ زیرا تغییر کوچک در فرمولاسیون یا تفاوت در کیفیت تولید می‌تواند در طول زمان باعث تغییر رفتار سیال (مثل افزایش تشکیل رسوب یا افت روانکاری مرزی) شود.

از دید عملیاتی در ایران، چالش اصلی این است که گاهی در زنجیره تأمین، «تأییدیه» با «مشابه‌بودن روی کاغذ» اشتباه گرفته می‌شود. راه‌حل حرفه‌ای این است که هنگام خرید، به مدارک کیفی‌سازی، دسته تولید (Batch)، قابلیت رهگیری، و سازوکار کنترل تغییرات توجه شود؛ و برای ناوگان‌ها/کارگاه‌های تخصصی، این موضوع باید بخشی از رویه استاندارد تدارکات باشد.

پیامدهای انتخاب نادرست: از ریسک عملیاتی تا اثرات ایمنی

در این بخش بررسی می‌کنیم انتخاب اشتباه روانکار چگونه به‌صورت زنجیره‌ای به ریسک عملیاتی و حتی ریسک ایمنی تبدیل می‌شود. در بسیاری از موارد، خرابی یک‌باره رخ نمی‌دهد؛ ابتدا نشانه‌های کوچک ظاهر می‌شود: افزایش دما، تغییر فشار، افت پاسخ هیدرولیک، افزایش ذرات سایش، یا تغییر رنگ/بو. اگر این نشانه‌ها جدی گرفته نشوند، مسیر به سمت خرابی قطعه و توقف تجهیز کوتاه می‌شود.

نمونه‌های مکانیزم شکست (Failure Mechanism) مرتبط با روانکار

  • اکسیداسیون و تشکیل رسوب: می‌تواند مجاری را محدود کند، فیلترها را زودتر اشباع کند و کنترل حرارتی را بدتر کند.
  • کف و حبس هوا: در مدارهای هیدرولیک باعث ناپایداری عملکرد، افت سختی سیستم و افزایش ریسک کاویتاسیون می‌شود.
  • سازگاری نامناسب با آب‌بندی‌ها: تورم/جمع‌شدگی الاستومرها به نشتی، افت فشار و آلودگی محیطی منجر می‌شود.
  • ویسکوزیته نامناسب در دمای پایین: تأخیر در روانکاری اولیه یا پاسخ کند سامانه‌های حساس را تشدید می‌کند.

از منظر مدیریت ریسک، مهم است که «هزینه خرید» را از «هزینه مالکیت» جدا کنیم. روانکار نامناسب ممکن است ارزان‌تر به‌نظر برسد، اما با افزایش مصرف قطعه، افزایش زمان خواب تجهیز، و افزایش ریسک تعمیرات سنگین، هزینه کل را بالا می‌برد. این منطق همان چیزی است که در صنایع نیز دیده می‌شود و برای درک بهتر زبان مشترک روانکارها، مرور راهنماهای روغن صنعتی می‌تواند مفید باشد، هرچند الزامات هوایی سطح سخت‌گیرانه‌تری از پذیرش و ایمنی را طلب می‌کند.

چالش‌های رایج در تدارکات روانکار هوایی در ایران و راه‌حل‌های اجرایی

در این بخش بررسی می‌کنیم در فضای واقعی تدارکات، چه چالش‌هایی بیشتر دیده می‌شود و چه راه‌حل‌هایی می‌تواند ریسک را کنترل کند. در ایران، علاوه بر پیچیدگی فنی، مسائل زنجیره تأمین و اصالت کالا هم پررنگ است. بنابراین مدیریت روانکار هوایی باید هم «فنی» و هم «تدارکاتی» باشد.

چالش‌ها

  • ابهام بین «مطابق استاندارد» و «دارای تأییدیه»: ادعای تطابق بدون مدارک معتبر، ریسک انتخاب را بالا می‌برد.
  • ریسک اختلاط یا آلودگی: اختلاط ناخواسته در انبار یا ابزار سرویس می‌تواند خواص را تغییر دهد.
  • عدم کنترل روی شرایط نگهداری: دما، رطوبت، و گردوغبار می‌تواند کیفیت را به‌خصوص برای سیالات حساس کاهش دهد.
  • فقدان رویه پایش: بدون نمونه‌برداری و پایش روند، نشانه‌های اولیه شکست دیر دیده می‌شود.

راه‌حل‌های عملی (قابل پیاده‌سازی)

  1. تدوین ماتریس انتخاب: برای هر تجهیز، حداقل یک صفحه مشخصات شامل استاندارد مرجع، تأییدیه OEM، محدودیت اختلاط و الزامات نگهداری ایجاد کنید.
  2. رهگیری بچ و مدارک: شماره بچ، گواهی آزمون و مسیر تأمین را در پرونده تجهیز ثبت کنید.
  3. مدیریت پاکیزگی سرویس: ابزار انتقال، ظروف و قیف‌ها باید اختصاصی و برچسب‌گذاری‌شده باشند.
  4. پایش وضعیت: برنامه نمونه‌برداری دوره‌ای و تحلیل روند (نه فقط یک نتیجه) تعریف کنید.

در صنایع زمینی، بسیاری از این اقدامات با هدف کاهش توقف خط انجام می‌شود و ادبیات آن در راهنماهای روغن موتور نیز به‌صورت عمومی‌تر دیده می‌شود؛ اما در هوانوردی، همین اقدامات تبدیل به «کنترل ریسک ایمنی» می‌شوند و باید سخت‌گیرانه‌تر اجرا شوند.

راهنمای تصمیم‌گیری: چگونه بین SAE، MIL و OEM یک انتخاب قابل دفاع بسازیم؟

در این بخش بررسی می‌کنیم یک فرآیند تصمیم‌گیری قابل دفاع چه ویژگی‌هایی دارد؛ فرآیندی که هم برای مهندسی نگهداری و هم برای تدارکات، مستند و قابل ممیزی باشد. پیشنهاد می‌شود انتخاب روانکار هوایی را به شکل یک زنجیره تصمیم ببینید، نه یک انتخاب تک‌مرحله‌ای.

  1. تعریف کاربرد و شرایط کارکرد: سامانه (موتور/گیربکس/هیدرولیک/گریس)، بازه دمایی، فشار، سرعت، و حساسیت ایمنی را مشخص کنید.
  2. شروع از طبقه‌بندی‌ها (در صورت کاربرد): گرید و خواص پایه را تعیین کنید تا گزینه‌ها محدود شوند (این‌جا زبان SAE می‌تواند کمک‌کننده باشد).
  3. تطبیق با مشخصات الزام‌آور: بررسی کنید محصول واقعاً مشخصات مربوط (مثلاً MIL مرتبط) را با مدارک معتبر پوشش می‌دهد یا خیر.
  4. تأییدیه OEM و فهرست‌های مرجع: اطمینان حاصل کنید محصول در فهرست‌ها/نامه‌های تأییدیه کاربردی OEM برای آن تجهیز قابل استفاده است.
  5. کنترل زنجیره تأمین و اصالت: رهگیری، بچ، شرایط نگهداری و کنترل تغییرات را وارد قرارداد/رویه کنید.
  6. پایش پس از اجرا: نشانه‌های عملکردی (دما، فشار، فیلتر) و در صورت امکان پایش آزمایشگاهی را در برنامه نگهداری بگنجانید.

این رویکرد «مهندسی‌محور» باعث می‌شود تصمیم شما صرفاً به یک ادعا یا یک کد روی بسته‌بندی وابسته نباشد و بتوانید در برابر تیم ایمنی، ممیزی داخلی یا تغییرات تامین، تصمیم را مستند و دفاع‌پذیر نگه دارید.

پرسش‌های متداول درباره استانداردهای روانکار هواپیما

آیا داشتن گرید (مثلاً بر اساس SAE) برای انتخاب روانکار هواپیما کافی است؟

خیر. گرید معمولاً فقط یک ویژگی کلیدی مانند ویسکوزیته را طبقه‌بندی می‌کند و تضمین‌کننده عملکرد در آزمون‌های حیاتی، سازگاری با متریال‌ها یا کنترل اکسیداسیون نیست. در هوانوردی باید علاوه بر گرید، مشخصات الزام‌آور (مثل اسناد MIL مرتبط) و مهم‌تر از آن تأییدیه‌های OEM بررسی شود تا انتخاب از نظر ایمنی و قابلیت اطمینان قابل دفاع باشد.

تفاوت «مطابق MIL» با «کیفی‌سازی‌شده طبق MIL» چیست؟

«مطابق MIL» گاهی صرفاً یک ادعای سازنده درباره هم‌خوانی خواص است، اما «کیفی‌سازی‌شده» یعنی محصول از مسیر آزمون‌ها، معیارهای پذیرش، و کنترل کیفیت تعریف‌شده عبور کرده و مدارک آن قابل ارائه است. در تدارکات هوایی، این تفاوت عملی است: اولی ریسک بالاتری دارد، دومی معمولاً برای مدیریت ریسک عملیاتی و ایمنی قابل اتکاتر است.

چرا OEM حتی وقتی استاندارد MIL وجود دارد باز هم تعیین‌کننده است؟

چون OEM مشخصات را بر اساس طراحی واقعی تجهیز، تلرانس‌ها، متریال‌ها و تجربه میدانی خرابی‌ها تنظیم می‌کند. ممکن است چند محصول استاندارد MIL را پاس کنند، اما فقط برخی از آن‌ها برای یک مدل تجهیز خاص در فهرست تأییدیه OEM قرار بگیرند. این تأییدیه به‌ویژه در سامانه‌های حساس، ریسک ناسازگاری یا رفتار نامطلوب در سرویس را کاهش می‌دهد.

اختلاط روانکارهای مختلف در هواپیما چه ریسکی دارد؟

اختلاط می‌تواند خواص کلیدی را تغییر دهد: از تغییر ویسکوزیته و افت پایداری افزودنی‌ها تا افزایش کف، کاهش هواگیری یا ایجاد ناسازگاری شیمیایی با آب‌بندی‌ها. حتی اگر هر دو محصول «به‌ظاهر مشابه» باشند، تفاوت بسته افزودنی یا پایه می‌تواند اثر تجمعی ایجاد کند. سیاست ایمن این است که اختلاط فقط در چارچوب دستورالعمل OEM و با مستندات سازگاری انجام شود.

برای کنترل ریسک تدارکات روانکار هوایی در ایران چه اقدام حداقلی پیشنهاد می‌شود؟

حداقل اقدام حرفه‌ای شامل: الزام رهگیری بچ و مدارک آزمون، کنترل شرایط نگهداری، اختصاصی‌سازی ابزار سرویس برای جلوگیری از آلودگی/اختلاط، و ثبت مشخصات روانکار در پرونده تجهیز است. اگر سازمان شما امکان دارد، پایش دوره‌ای وضعیت (ترند دما/فشار و نمونه‌برداری) نیز کمک می‌کند خطا قبل از تبدیل شدن به خرابی پرهزینه یا ریسک ایمنی شناسایی شود.

جمع‌بندی

در این مقاله دیدیم استانداردهای روانکار هواپیما را باید در یک زنجیره تصمیم‌گیری چندلایه فهمید: SAE بیشتر نقش زبان مشترک و طبقه‌بندی را بازی می‌کند و برای شروع تعریف نیاز مفید است، اما به‌تنهایی تضمین‌کننده پذیرش در کاربردهای هوایی نیست. در مقابل، MIL معمولاً با نگاه الزام‌آور، آزمون‌محور و تدارکاتی طراحی می‌شود و برای کنترل حداقل سطح عملکرد و کیفیت، نقش کلیدی دارد. با این حال، حلقه نهایی که انتخاب را «کاربردی و قابل دفاع» می‌کند تأییدیه‌های OEM است؛ چون دقیقاً به طراحی واقعی تجهیز و مدیریت ریسک سرویس مرتبط است. نتیجه عملی این است که هرگونه معادل‌سازی بدون مدارک، بدون رهگیری بچ، و بدون کنترل اختلاط/آلودگی، ریسک عملیاتی را افزایش می‌دهد. رویکرد ایمن و مهندسی این است که مشخصات را مستند کنید، تأییدیه‌ها را راستی‌آزمایی کنید و پایش پس از اجرا را جزئی از نگهداری بدانید.

برای تیم‌های تدارکات و نگهداری که هم‌زمان با تجهیزات زمینی نیز سروکار دارند، تجربه مدیریت انتخاب و کنترل کیفیت روانکارها در پروژه‌های شهری می‌تواند مفید باشد؛ به‌عنوان نمونه، در برنامه‌ریزی تامین ناوگان‌های زمینی در تهران و نیز در چارچوب تامین روغن صنعتی در شهر تهران می‌توان دید که چگونه مستندسازی، رهگیری و کاهش ریسک انتخاب، به تصمیم‌های پایدارتر منجر می‌شود؛ هرچند استانداردهای هوایی همچنان سخت‌گیرانه‌تر و ایمنی‌محورتر هستند.

سارا مرادی

سارا مرادی نویسنده‌ای دقیق و خوش‌فکر در تیم تحریریه موتورازین است که پیچیده‌ترین مباحث فنی را به زبانی روان و قابل‌استفاده برای همه تبدیل می‌کند. او با نگاهی کاربردی و صنعت‌محور، درباره روغن‌ها و روانکارهای موردنیاز در حمل‌ونقل، پروژه‌های عمرانی و تجهیزات سنگین می‌نویسد. نتیجه کار او همیشه محتوایی قابل اعتماد، روشن و راهگشا است.
سارا مرادی نویسنده‌ای دقیق و خوش‌فکر در تیم تحریریه موتورازین است که پیچیده‌ترین مباحث فنی را به زبانی روان و قابل‌استفاده برای همه تبدیل می‌کند. او با نگاهی کاربردی و صنعت‌محور، درباره روغن‌ها و روانکارهای موردنیاز در حمل‌ونقل، پروژه‌های عمرانی و تجهیزات سنگین می‌نویسد. نتیجه کار او همیشه محتوایی قابل اعتماد، روشن و راهگشا است.

بدون نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × پنج =