گریس‌کاری یاتاقان‌های خطوط مونتاژ؛ خطاهای مقداردهی و اثر آن روی دما و لرزش

شیفت شب یک خط مونتاژ، همه‌چیز عادی شروع شد؛ تا وقتی اپراتور HMI آلارم «افزایش دما» برای یک یاتاقان رولرِ نوار نقاله را نشان داد. در همان ساعت، تیم نت با دستگاه ارتعاش‌سنج دستی هم یک «افزایش لرزش» غیرعادی در همان نقطه ثبت کرد. قطعه تعویض نشد؛ اما با یک توقف کوتاه، مشخص شد آخرین گریس‌کاری دو روز قبل انجام شده و مقداردهی فقط «چند پمپ چشمی» بوده است. نکته اینجا بود که اپراتور مطمئن بود گریس کافی تزریق کرده، ولی داده‌های دما و لرزش می‌گفتند روانکاری از کنترل خارج شده—یا کم‌گریسی رخ داده یا بیش‌گریسی. این مقاله دقیقاً روی همین خطای رایج در خطوط مونتاژ تمرکز دارد: مقداردهی غلط گریس و اثر مستقیم آن روی دما، لرزش و سایش.

چرا مقداردهی گریس در یاتاقان‌های خطوط مونتاژ این‌قدر حساس است؟

در خطوط مونتاژ، یاتاقان‌ها معمولاً در چرخه‌های کاری تکرارشونده، با سرعت نسبتاً ثابت و بارهای متغیر (استارت/استاپ، تغییر وزن محصول، شوک‌های مکانیکی) کار می‌کنند. در چنین شرایطی، گریس‌کاری اگر «مهندسی» نباشد و صرفاً با تجربه فردی انجام شود، دو اتفاق می‌افتد: یا فیلم روانکاری تشکیل نمی‌شود (کم‌گریسی) یا اصطکاک سیال و هم‌زدن بیش از حد گریس بالا می‌رود (بیش‌گریسی). هر دو حالت نهایتاً خود را در دو شاخص نشان می‌دهند: دما و لرزش.

به‌صورت عملیاتی، گریس در یاتاقان سه کار کلیدی انجام می‌دهد:

  • کاهش اصطکاک و جلوگیری از تماس فلز با فلز (کنترل سایش)
  • حفاظت در برابر آلودگی و رطوبت (تا حدی)
  • کمک به مدیریت حرارت (نه به‌معنای خنک‌کاری مثل روغن، اما جلوگیری از تولید حرارت اضافه)

در عمل، «مقداردهی» گریس یعنی شما با یک متغیر کوچک (چند گرم کم یا زیاد) می‌توانید منحنی دما و طیف لرزش یاتاقان را جابه‌جا کنید. همین حساسیت است که باعث می‌شود در خطوط مونتاژ، استانداردسازی روش گریس‌کاری بخشی از نگهداری پیشگیرانه واقعی باشد، نه یک کار روتین.

کم‌گریسی: مسیر سریع به سمت دمای بالا، لرزش ضربه‌ای و سایش

کم‌گریسی معمولاً وقتی رخ می‌دهد که فاصله‌های گریس‌کاری طولانی شود، یا مقدار تزریق کمتر از نیاز باشد، یا گریس به‌جای ورود به ناحیه بارگذاری، مسیر خروجی/نشتی را پیدا کند. نتیجه، کاهش ضخامت فیلم روانکاری در ناحیه تماس المان غلتشی و رینگ‌هاست. در یاتاقان‌های خطوط مونتاژ که استارت/استاپ زیاد دارند، این موضوع شدیدتر هم می‌شود چون فرصت «بازپخش» گریس محدود است.

الگوی دما در کم‌گریسی

از نگاه میدانی، کم‌گریسی اغلب با یک روند افزایشی نسبتاً سریع در دما همراه است؛ یعنی بعد از شروع به کار، دما به‌جای رسیدن به یک سطح پایدار، پله‌پله بالا می‌رود. در بسیاری از خطوط، تکنسین‌ها گزارش می‌دهند که «با هر بار افزایش سرعت، دما جهش می‌کند». این الگو معمولاً با اصطکاک مرزی و تماس‌های میکروسکوپی فلز-فلز سازگار است.

الگوی لرزش در کم‌گریسی

در لرزش، کم‌گریسی بیشتر به شکل افزایش انرژی در باند فرکانسی مرتبط با عیوب سطحی و ضربه‌ها دیده می‌شود؛ یعنی لرزش حالت «خشک» و تیز پیدا می‌کند. اپراتورها اغلب آن را به شکل «صدای خش‌خش» یا «زوزه ریز» توصیف می‌کنند. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، سایش تسریع می‌شود و به پوسته‌پوسته شدن (spalling) نزدیک می‌شوید—حتی اگر در ظاهر هنوز گریس روی درپوش دیده شود.

بیش‌گریسی: وقتی گریس زیاد، خودش منبع حرارت و لرزش می‌شود

بیش‌گریسی در خطوط مونتاژ معمولاً از یک نیت خوب شروع می‌شود: «که خیالم راحت باشد، چند پمپ بیشتر می‌زنم». اما وقتی حجم گریس داخل محفظه زیاد شود، المان‌های غلتشی مجبور می‌شوند گریس را هم بزنند و کنار بزنند. این هم‌زدن باعث افزایش تلفات اصطکاکی، افزایش دما و در بعضی موارد افزایش فشار داخلی و بیرون‌زدگی گریس از کاسه‌نمد می‌شود. در نتیجه، هم احتمال ورود آلودگی بالا می‌رود و هم خود گریس می‌تواند دچار برش مکانیکی و افت ساختار شود.

الگوی دما در بیش‌گریسی

دما در بیش‌گریسی اغلب به‌صورت «افزایش سریع بعد از گریس‌کاری» دیده می‌شود. یعنی شما یاتاقان را گریس‌کاری می‌کنید و چند ساعت بعد دما بالا می‌رود، سپس ممکن است با خروج اضافه گریس یا توزیع مجدد، کمی پایدار شود. این الگو در خطوطی که سرعت بالاتر است، واضح‌تر می‌شود چون تلفات هم‌زدن افزایش می‌یابد.

الگوی لرزش در بیش‌گریسی

در لرزش، بیش‌گریسی می‌تواند باعث ناپایداری و افزایش کلی RMS شود؛ همچنین گاهی یک «لرزش نرم اما پرانرژی» ایجاد می‌کند که با نامیزانی/ناهم‌محوری اشتباه گرفته می‌شود. اگر فشار داخلی بالا برود و کاسه‌نمد آسیب ببیند، ورود ذرات و شروع سایش ثانویه هم محتمل است. بنابراین بیش‌گریسی فقط یک «اتلاف گریس» نیست؛ می‌تواند چرخه خرابی را شروع کند.

مقایسه کم‌گریسی و بیش‌گریسی با نگاه دما و لرزش (جدول کاربردی)

برای تیم‌های نت و اپراتورهای خطوط مونتاژ، مهم‌ترین مهارت این است که از روی داده‌های دما و لرزش حدس اولیه درست بزنند. جدول زیر یک مقایسه عملیاتی ارائه می‌دهد؛ توجه کنید که این‌ها «الگوهای رایج» هستند و باید با شرایط تجهیز (سرعت، بار، نوع یاتاقان، نوع آب‌بندی) تطبیق داده شوند.

شاخص کم‌گریسی بیش‌گریسی
رفتار دما روند افزایشی پیوسته، مخصوصاً با افزایش بار/سرعت جهش دما بعد از گریس‌کاری، سپس امکان پایدارشدن نسبی
رفتار لرزش افزایش ضربه‌ها/تیزی سیگنال، احتمال رشد باندهای عیب سطحی افزایش RMS کلی، ناپایداری، گاهی شبیه نامیزانی
نشانه ظاهری خشکی نسبی، تغییر رنگ ناشی از حرارت، گرد فلزی در گریس قدیمی نشتی گریس از کاسه‌نمد، پاشش اطراف، آلودگی چسبیده به گریس بیرون‌زده
پیامد اصلی افزایش سایش و احتمال خرابی زودرس افزایش حرارت، تخریب آب‌بند، ریسک آلودگی و خرابی ثانویه
اقدام اولیه بازبینی فواصل و مقداردهی، اطمینان از رسیدن گریس به ناحیه صحیح کاهش مقداردهی، تخلیه کنترل‌شده اضافه گریس در صورت امکان، چک آب‌بند

ریسک‌های اجرایی در تعمیرگاه و سایت

حتی اگر گریس مناسب انتخاب شده باشد، اجرا می‌تواند کل پروژه روانکاری را خراب کند. در خطوط مونتاژ ایران، چند ریسک اجرایی پرتکرار دیده می‌شود که مستقیم روی مقداردهی اثر می‌گذارد:

  • گریس‌کاری با «تعداد پمپ» بدون کالیبراسیون: دو گریس‌پمپ متفاوت می‌توانند در هر پمپ، جرم متفاوتی تزریق کنند. نتیجه: مقداردهی واقعی نامعلوم می‌شود.
  • عدم تمیزکاری قبل از تزریق: تزریق گریس روی گریس آلوده یا دهانه گریس‌خور کثیف، ذرات را وارد یاتاقان می‌کند و سایش را تشدید می‌کند.
  • اختلاط گریس‌ها: در عمل ممکن است شیفت‌ها گریس‌های متفاوت استفاده کنند. ناسازگاری می‌تواند باعث جداشدگی روغن از صابون یا افت قوام و در نهایت افزایش دما/لرزش شود.
  • توقف نکردن تجهیز در زمان نامناسب: بعضی یاتاقان‌ها باید در شرایط مشخص (سرعت پایین/توقف) گریس‌کاری شوند تا گریس درست توزیع شود؛ در غیر این صورت بیش‌گریسی موضعی رخ می‌دهد.
  • تخلیه‌نشدن مسیر خروجی: اگر مسیر purge یا فضای خروجی گریس بسته باشد، فشار داخلی بالا می‌رود و آب‌بند آسیب می‌بیند.

در پروژه‌های بهبود روانکاری، ما معمولاً پیشنهاد می‌کنیم در کنار بررسی گریس، «رویه اجرایی» هم بازنویسی شود و به شاخص‌های دما و لرزش گره بخورد؛ چون در نهایت شما نتیجه را روی همین دو عدد می‌بینید.

اصلاح روش گریس‌کاری: از مقداردهی چشمی به مقداردهی قابل‌اندازه‌گیری

اصلاح یعنی مقداردهی را از «حدس» به «عدد» تبدیل کنید. این کار لزوماً پیچیده نیست، اما باید چند گام ساده را اجرا کنید:

  1. کالیبراسیون گریس‌پمپ: یکبار وزن‌کشی کنید: مثلاً ۱۰ پمپ را روی یک ظرف تمیز بزنید و جرم را اندازه بگیرید. با این کار «گرم/پمپ» مشخص می‌شود.
  2. تعریف بازه مقداردهی برای هر یاتاقان: به‌جای یک عدد مطلق، یک بازه تعریف کنید (مثلاً ۶ تا ۸ گرم) تا اپراتور در عمل امکان کنترل داشته باشد.
  3. تنظیم فواصل بر اساس روند دما و لرزش: اگر بعد از گریس‌کاری دما جهشی می‌شود، احتمال بیش‌گریسی مطرح است؛ اگر دما در طول شیفت بالا می‌رود و لرزش ضربه‌ای افزایش دارد، احتمال کم‌گریسی بیشتر است.
  4. کنترل شرایط اجرایی: تزریق با نازل تمیز، پاک‌کردن گریس‌خور، و پیشگیری از ورود ذرات.

در بسیاری از خطوط، همین چهار گام باعث می‌شود دمای پایدار یاتاقان چند درجه کمتر شود و لرزش از محدوده هشدار به محدوده قابل‌قبول برگردد. نکته کلیدی این است که «اصلاح روش» باید خروجی قابل‌مشاهده داشته باشد: کاهش روند افزایشی دما و کاهش RMS یا کاهش نشانه‌های ضربه‌ای در لرزش.

برای تیم‌هایی که روانکاری را در قالب برنامه نت می‌بینند، استفاده از رویکردهای نزدیک به روغن صنعتی و اصول پاکیزگی و کنترل آلودگی، در مدیریت گریس هم الهام‌بخش است؛ چون منطق مهندسی در هر دو یکی است: کنترل شرایط کار، کنترل آلودگی، و پایش نتیجه.

پایش، مستندسازی و معیار پذیرش کار

بدون پایش، شما نمی‌توانید بفهمید اصلاح مقداردهی واقعاً جواب داده یا فقط «احساس» بهتر ایجاد کرده است. پیشنهاد عملیاتی برای خطوط مونتاژ این است که برای هر یاتاقان بحرانی، یک شناسنامه روانکاری بسازید و حداقل این موارد را ثبت کنید:

  • تاریخ و ساعت گریس‌کاری، نام اجراکننده، نوع گریس و مقداردهی (گرم)
  • دمای بدنه یاتاقان قبل از گریس‌کاری و ۳۰ تا ۶۰ دقیقه بعد از آن
  • لرزش (RMS) یا حداقل یک شاخص ثابت با دستگاه یکسان و نقطه‌گیری تکرارپذیر
  • وضعیت ظاهری: نشتی، تغییر رنگ، آلودگی اطراف، وضعیت آب‌بند

معیار پذیرش (Acceptance) پیشنهادی

معیارها باید «نسبی» و متناسب با خط شما باشند، اما یک چارچوب قابل استفاده این است:

  • بعد از گریس‌کاری، دما نباید جهش غیرعادی داشته باشد؛ اگر جهش رخ داد، مقداردهی را بازبینی کنید (ریسک بیش‌گریسی).
  • در بازه کاری پایدار، دما باید به یک سطح ثابت برسد؛ روند افزایشی مداوم نشانه کم‌گریسی/آلودگی/عیب مکانیکی است.
  • لرزش نباید روند صعودی پیوسته داشته باشد؛ افزایش ناگهانی یا تیزشدن سیگنال می‌تواند نشانه کم‌گریسی و شروع سایش باشد.

اگر در کنار پایش، تامین روانکار هم ساختارمند باشد، مدیریت خطاهای اجرایی ساده‌تر می‌شود. در بعضی کارخانه‌ها، همین نظم در تامین و استانداردسازی، از تجربه‌های موفق تامین‌های منطقه‌ای الهام گرفته است؛ مثلاً وقتی تیم‌ها برای انتخاب و تامین به صفحات تخصصی مثل روغن صنعتی در شهر تهران مراجعه می‌کنند، عملاً به سمت یک زبان مشترک فنی و مشخصات یکنواخت حرکت می‌کنند.

دو مثال واقعی از خط مونتاژ: اصلاح مقداردهی بر اساس دما و لرزش

مثال ۱: افزایش دما بعد از گریس‌کاری (بیش‌گریسی)

در یک خط مونتاژ با نوار نقاله سرعت‌بالا، گزارش شد که دمای یاتاقان سمت محرک «بعد از گریس‌کاری» بالا می‌رود. تیم نت مقداردهی را از ۱۲ پمپ به ۶ پمپ کاهش داد، مسیر خروجی گریس را چک کرد و نقطه‌گیری دما را استاندارد کرد. نتیجه عملیاتی این بود که جهش دما بعد از سرویس کاهش یافت و لرزش کلی هم پایدارتر شد. جمع‌بندی تیم این بود: مشکل از کمبود گریس نبود؛ از هم‌زدن و فشار داخلی ناشی از بیش‌گریسی بود.

مثال ۲: روند افزایشی دما در طول شیفت (کم‌گریسی)

در یک ایستگاه رولیک‌های هرزگرد، دما در شروع شیفت نرمال بود اما تا انتهای شیفت به‌صورت پیوسته بالا می‌رفت و لرزش حالت «خشک» پیدا می‌کرد. بررسی نشان داد گریس‌کاری طبق برنامه انجام می‌شود اما مقداردهی ثابت نیست و بعضی نقاط گریس‌خور به‌خاطر آلودگی درست تغذیه نمی‌شوند. بعد از تمیزکاری نازل‌ها، کالیبراسیون پمپ و تعیین مقداردهی بر حسب گرم، روند دما ثابت شد و لرزش ضربه‌ای کاهش پیدا کرد. نکته کلیدی: اصلاح روش گریس‌کاری وقتی موفق است که «روی نمودار دما و لرزش» اثرش دیده شود، نه فقط روی کاغذ.

اگر خط شما ترکیبی از تجهیزات صنعتی و سرویس‌های خودرویی هم دارد (مثلاً لیفتراک‌ها و ناوگان داخلی)، تفکیک تامین و استانداردها مهم است؛ برای بخش خودرویی می‌توانید از منابع تخصصی مثل روغن موتور استفاده کنید تا زبان فنی تیم‌ها یکی بماند و خطاهای ناشی از اختلاط محصولات کمتر شود.

جمع‌بندی اجرایی

در یاتاقان‌های خطوط مونتاژ، گریس‌کاری فقط «زدن گریس» نیست؛ یک تصمیم عملیاتی است که اثرش مستقیم روی دما، لرزش، روانکاری و نرخ سایش دیده می‌شود. کم‌گریسی معمولاً با روند افزایشی دما و لرزش تیز/ضربه‌ای همراه است و به خرابی زودرس نزدیک می‌شود. بیش‌گریسی هم می‌تواند با جهش دما پس از سرویس، ناپایداری لرزش و حتی آسیب آب‌بند، هزینه پنهان ایجاد کند. راه‌حل اجرایی، تبدیل مقداردهی از روش چشمی به روش قابل‌اندازه‌گیری (کالیبراسیون پمپ، تعریف بازه گرم، ثبت داده‌ها) و اتصال آن به پایش دما و لرزش است. اگر بعد از اصلاح، دما سریع‌تر پایدار شد و لرزش به محدوده قابل‌قبول برگشت، یعنی روش جدید کار می‌کند؛ اگر نه، باید علاوه بر مقداردهی، آلودگی، آب‌بندی و عیوب مکانیکی را هم وارد تحلیل کنید.

پرسش‌های متداول

از کجا بفهمیم مشکل یاتاقان در خط مونتاژ از کم‌گریسی است یا بیش‌گریسی؟

به الگوی دما و لرزش نگاه کنید. اگر دما در طول کار به‌صورت پیوسته بالا می‌رود و لرزش حالت تیز/ضربه‌ای پیدا می‌کند، کم‌گریسی محتمل‌تر است. اگر درست بعد از گریس‌کاری جهش دما رخ می‌دهد و نشتی گریس یا آلودگی چسبیده اطراف آب‌بند دیده می‌شود، بیش‌گریسی محتمل است. در هر دو حالت، مقداردهی باید بر اساس گرم و ثبت‌شده باشد.

چرا «تعداد پمپ» معیار دقیقی برای مقداردهی نیست؟

چون خروجی هر پمپ به برند پمپ، سلامت آب‌بند داخلی، دمای محیط و حتی نوع گریس وابسته است. دو گریس‌پمپ می‌توانند با یک تعداد پمپ یکسان، جرم متفاوتی تزریق کنند. راه درست این است که پمپ را کالیبره کنید (مثلاً گرم/۱۰ پمپ) و سپس مقداردهی را به گرم تبدیل کنید تا قابل تکرار و قابل ممیزی باشد.

آیا دمای بالاتر همیشه یعنی کمبود گریس؟

خیر. دمای بالا می‌تواند از کم‌گریسی، بیش‌گریسی، آلودگی، خرابی آب‌بند، نامیزانی، ناهم‌محوری یا حتی بارگذاری غیرعادی باشد. نکته مهم این است که بیش‌گریسی هم می‌تواند دما را بالا ببرد، مخصوصاً در سرعت‌های بالاتر. بنابراین دما را همراه با لرزش و نشانه‌های ظاهری تحلیل کنید، نه به‌تنهایی.

بعد از گریس‌کاری، چه زمانی باید دما و لرزش را دوباره اندازه‌گیری کنیم؟

برای یک روال ساده و کاربردی، دما را قبل از گریس‌کاری و سپس ۳۰ تا ۶۰ دقیقه بعد از بازگشت تجهیز به شرایط کاری پایدار ثبت کنید. لرزش هم بهتر است در یک نقطه‌گیری ثابت (همان محل و همان جهت) و با دستگاه یکسان اندازه‌گیری شود. هدف این است که اثر مقداردهی روی روند دما و پایداری لرزش قابل مقایسه باشد.

اگر شک داریم بیش‌گریسی اتفاق افتاده، چه اقدام کم‌ریسکی انجام دهیم؟

اول از تزریق دوباره خودداری کنید و اجازه دهید تجهیز در شرایط پایدار کار کند و روند دما ثبت شود. مسیر خروجی گریس و وضعیت آب‌بند را بررسی کنید؛ اگر امکان تخلیه کنترل‌شده اضافه گریس وجود دارد، آن را طبق رویه ایمن انجام دهید. سپس در سرویس‌های بعدی مقداردهی را کاهش دهید و اثرش را روی دما و لرزش مستندسازی کنید.

آیا می‌توان فقط با پایش لرزش، برنامه گریس‌کاری را تنظیم کرد؟

بهتر است لرزش و دما با هم استفاده شوند. لرزش در تشخیص شروع عیوب و تغییر رفتار تماس بسیار مفید است، اما دما سریع‌تر به تغییرات اصطکاکی ناشی از مقداردهی واکنش نشان می‌دهد. ترکیب این دو شاخص به شما کمک می‌کند بین کم‌گریسی و بیش‌گریسی تمایز بهتری بدهید و اصلاح روش گریس‌کاری را با اطمینان بیشتری انجام دهید.

امیررضا فرهمند

امیررضا فرهمند نویسنده‌ای دقیق و آینده‌نگر است که فناوری‌های نوین روانکار، استانداردهای جهانی و عملکرد برندها را با نگاهی تحلیلی و قابل‌فهم بررسی می‌کند. او تلاش می‌کند پیچیدگی‌های فنی را به دانشی روشن و قابل‌اعتماد برای صنایع نفت و گاز، نیروگاه‌ها، خودروسازی و واحدهای مهندسی تبدیل کند. محتوای او همیشه ترکیبی از داده‌محوری، بینش صنعتی و دقت حرفه‌ای است.
امیررضا فرهمند نویسنده‌ای دقیق و آینده‌نگر است که فناوری‌های نوین روانکار، استانداردهای جهانی و عملکرد برندها را با نگاهی تحلیلی و قابل‌فهم بررسی می‌کند. او تلاش می‌کند پیچیدگی‌های فنی را به دانشی روشن و قابل‌اعتماد برای صنایع نفت و گاز، نیروگاه‌ها، خودروسازی و واحدهای مهندسی تبدیل کند. محتوای او همیشه ترکیبی از داده‌محوری، بینش صنعتی و دقت حرفه‌ای است.

بدون نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × پنج =