CCS و MRV در انتخاب روغن زمستانی؛ معیار استارت سرد فراتر از عدد 0W یا 5W

خیلی از انتخاب‌های «روغن زمستانی» در بازار ایران هنوز با یک میان‌بر ساده انجام می‌شود: «اگر هوا سرد است، 0W یا 5W بریز.» این نگاه، در بهترین حالت یک نقطه شروع است؛ نه یک معیار مهندسی. چون عدد W فقط می‌گوید روغن در آزمون‌های استانداردِ سرمایی تا یک حد مشخص، شرایط حداقلی را پاس کرده است؛ اما نمی‌گوید در همان گرید (مثلاً دو روغن 5W-30) کدام‌یک در استارت سردِ واقعی، سریع‌تر می‌چرخد، بهتر پمپ می‌شود، و در چند ثانیه اول استارت—که بیشترین سهم سایش رخ می‌دهد، چقدر محافظت ایجاد می‌کند. برای همین، دو مفهوم کلیدی در انتخاب روغن زمستانی وجود دارد که معمولاً روی برچسب دیده نمی‌شود اما در دیتاشیت‌ها و استانداردها تعیین‌کننده است: آزمون CCS و آزمون MRV.

CCS و MRV دقیقاً چه هستند و چرا در زمستان مهم‌تر از «عدد W» می‌شوند؟

برای اینکه انتخاب روغن در سرما از «سلیقه» به «تصمیم داده‌محور» تبدیل شود، باید بدانیم استاندارد SAE J300 برای هر گرید زمستانی (0W، 5W، 10W و …) دو نوع محدودیت می‌گذارد: یکی برای مقاومت روغن در برابر چرخش موتور هنگام استارت (CCS) و دیگری برای توانایی جریان‌پذیری و مکش شدن توسط پمپ روغن در دماهای پایین (MRV). هر دو آزمون با عدد ویسکوزیته گزارش می‌شوند، اما رفتارشان متفاوت است و هر کدام یک بخش متفاوت از ریسک زمستانی را پوشش می‌دهند.

  • CCS (Cold Cranking Simulator): «بار استارت» را شبیه‌سازی می‌کند؛ یعنی اینکه استارت و موتور در لحظه چرخاندن میل‌لنگ با روغن سرد چه مقاومتی می‌بینند.
  • MRV (Mini Rotary Viscometer): «پمپ‌پذیری» را می‌سنجد؛ یعنی اینکه روغن سرد تا چه حد می‌تواند در کارتل/محفظه روغن حرکت کند و به مکش پمپ برسد.

نتیجه عملی این است: ممکن است یک روغن از نظر CCS قابل قبول باشد و موتور «روشن شود»، اما به‌دلیل MRV ضعیف، در چند ثانیه اول فشار روغن دیر بالا بیاید یا مسیرهای باریک روغن‌رسانی به‌خوبی تغذیه نشوند. در اقلیم‌های سرد ایران (ارتفاعات، جاده‌های کوهستانی، شهرهای سردسیر)، همین چند ثانیه و همین «دیر پمپ شدن» می‌تواند تفاوت بین یک زمستان بی‌دردسر و یک دوره افزایش صدای یاتاقان، سایش میل‌بادامک یا خطای فشار روغن باشد.

آزمون CCS: معیار واقعی «چرخیدن موتور» در استارت سرد

CCS آزمونی است که ویسکوزیته دینامیکی روغن را در دمای پایین و تحت نرخ برشی بالا (شرایط نزدیک به استارت موتور) اندازه می‌گیرد. از نظر کارکردی، CCS به این سؤال پاسخ می‌دهد: «وقتی روغن خیلی سرد است، استارت چقدر باید زور بزند تا موتور بچرخد؟» هرچه ویسکوزیته CCS پایین‌تر باشد، موتور راحت‌تر می‌چرخد، دور استارت سریع‌تر بالا می‌رود و احتمال روشن شدن در سرمای شدید بیشتر می‌شود.

نکته مهم این است که استاندارد SAE برای هر گرید W یک دمای آزمون و یک سقف CCS تعیین می‌کند (مثلاً برای 0W دمای آزمون پایین‌تر از 5W است). اما داخل همان گرید هم اختلاف‌های معنادار وجود دارد؛ یعنی دو روغن 5W می‌توانند هر دو «قبول» شوند، اما یکی نزدیک سقف استاندارد باشد و دیگری با حاشیه امن زیاد پایین‌تر از سقف. این فاصله، در سرمای واقعی، خصوصاً وقتی باتری ضعیف‌تر شده یا خودرو چند ساعت طولانی در فضای باز مانده، خودش را نشان می‌دهد.

CCS چه نشانه‌هایی را در میدان توضیح می‌دهد؟

  • کند چرخیدن موتور در استارت صبحگاهی
  • استارت طولانی‌تر و روشن شدن با تأخیر
  • افت ولتاژ و فشار بیشتر روی باتری و استارت
  • بالا رفتن احتمال «روشن شدن ناقص» در خودروهای با سیستم سوخت‌رسانی حساس

تجربه‌ی رایج در اتوسرویس‌های مناطق سردسیر این است که وقتی دو روغن هم‌گرید روی کاغذ «یکی» به‌نظر می‌رسند، آنکه CCS پایین‌تر و پایدارتر دارد، در زمستان شکایت «استارت سنگین» را به‌طور محسوسی کم می‌کند، حتی اگر مشتری دقیقاً همان 5W را قبلاً هم استفاده کرده باشد.

آزمون MRV: معیار پمپ‌پذیری و ریسک «گرسنگی روغن» بعد از روشن شدن

اگر CCS به روشن شدن کمک می‌کند، MRV به زنده ماندن موتور بعد از روشن شدن کمک می‌کند. MRV ویسکوزیته روغن را در دمای پایین و شرایطی اندازه می‌گیرد که شبیه وضعیت روغن در کارتل و مسیر مکش پمپ است. در سرما، بعضی روغن‌ها علاوه بر «غلیظ شدن»، رفتار شبه‌ژل یا افزایش شدید مقاومت جریان پیدا می‌کنند؛ یعنی روغن ممکن است هنوز در استارت قابل تحمل باشد، اما برای چند لحظه به‌خوبی به سمت پمپ حرکت نکند.

این همان جایی است که مفهوم «پمپ‌پذیری» اهمیت پیدا می‌کند. در موتورهای مدرن با کانال‌های باریک، تایمینگ متغیر، توربو و تلرانس‌های دقیق، تأخیر در رسیدن روغن به نقاط حساس می‌تواند اثر تجمعی داشته باشد؛ به‌خصوص اگر خودرو هر روز چند استارت کوتاه و سرد داشته باشد (کاربری رایج شهری و سرویس‌های سازمانی).

MRV ضعیف چه پیامدهایی دارد؟

  • تاخیر در بالا آمدن فشار روغن (Oil Pressure Delay)
  • صدای تق‌تق یا خشکی در ثانیه‌های اول استارت
  • افزایش سایش در یاتاقان‌ها، میل‌بادامک و اجزای تایمینگ
  • ریسک بیشتر برای توربو (در خودروهای توربوشارژ) به‌دلیل نیاز به تغذیه سریع روغن

پس اگر در اقلیم سرد هستید، «پاس کردن W» فقط حداقل است. MRV به شما می‌گوید آیا روغن واقعاً برای راه‌اندازی امن سیستم روغن‌کاری در آن دما مناسب است یا خیر.

چرا دو روغن با گرید یکسان (مثلاً 5W-30) در زمستان رفتار متفاوت دارند؟

این تفاوت معمولاً از سه منبع اصلی می‌آید: نوع روغن پایه، کیفیت و نوع بهبوددهنده شاخص گرانروی (VII)، و کنترل «تمایل به ژل شدن» در دماهای پایین (که در MRV خودش را نشان می‌دهد). برچسب روی قوطی معمولاً این تفاوت‌ها را نشان نمی‌دهد، اما دیتاشیت‌ها و نتایج آزمون‌ها نشان می‌دهند.

در بازار ایران، یک چالش رایج این است که مصرف‌کننده (حتی مصرف‌کننده حرفه‌ای) به دلیل در دسترس نبودن دیتاشیت یا نبود مقایسه دقیق، فقط به 0W/5W تکیه می‌کند. این رویکرد برای شرایط متوسط شاید قابل قبول باشد، اما برای مناطق سردسیر یا ناوگانی که توقف طولانی در فضای باز دارد، کافی نیست.

ویژگی CCS MRV برداشت عملی در زمستان
چه چیزی را می‌سنجد؟ مقاومت روغن در برابر چرخش موتور هنگام استارت توانایی جریان‌پذیری/مکش شدن توسط پمپ روغن یکی «روشن شدن»، دیگری «روغن‌رسانی ایمن پس از روشن شدن»
اگر بد باشد… استارت سنگین، کند چرخیدن موتور، سخت روشن شدن تاخیر فشار روغن، صدای خشک، سایش اولیه بیشتر ممکن است موتور روشن شود اما حفاظت دیر برسد
کجا مهم‌تر می‌شود؟ باتری ضعیف، استارت‌های طولانی، سرمای شدید کانال‌های باریک، توربو، استارت‌های کوتاه مکرر در ناوگان و کاربری شهری سرد، MRV خیلی تعیین‌کننده است

نتیجه: «هم‌گرید بودن» به معنی «هم‌سطح بودن در استارت سرد» نیست. در تصمیم مهندسی، باید CCS/MRV را هم‌زمان دید—خصوصاً وقتی دمای شب به زیر صفر می‌رود.

تحلیل اقلیم سرد ایران: چه زمانی 0W ارزش دارد و چه زمانی 5W کافی است؟

در ایران، یک اشتباه رایج این است که نسخه واحد برای همه شهرها پیچیده می‌شود. واقعیت این است که «حداقل دمای واقعی استارت» مهم‌تر از «میانگین دمای زمستان» است. اگر خودرو شب تا صبح در پارکینگ بسته باشد، شرایط با خودرویی که در فضای باز و بادگیر می‌ماند متفاوت است. همچنین مسیرهای بین‌شهری، گردنه‌ها و ارتفاعات می‌توانند دمایی پایین‌تر از دمای ثبت‌شده در مرکز شهر ایجاد کنند.

در اقلیم‌های سردتر، رفتن از 5W به 0W معمولاً به معنای کاهش دمای آزمون و بهبود حاشیه ایمنی CCS/MRV است. اما این تصمیم باید با مشخصات موتور، توصیه سازنده، و کیفیت واقعی روغن (دیتاشیت) هم‌راستا باشد. مهم‌تر اینکه اگر دو روغن 0W وجود داشته باشد، باز هم CCS و MRV می‌توانند تفاوت‌های جدی ایجاد کنند.

برای کاربران و ناوگان‌هایی که در شهرهای سردسیر تردد می‌کنند، انتخاب روغن زمستانی بهتر است به‌جای «فقط W»، بر مبنای داده‌های سرمایی و تجربه میدانی باشد. اگر در حال برنامه‌ریزی تأمین هستید، بررسی گزینه‌های روغن موتور کمک می‌کند انتخاب از سطح گرید فراتر برود و به سطح «تناسب با شرایط کارکرد» برسد.

چالش‌ها و راه‌حل‌های میدانی: از استارت سنگین تا دیر بالا آمدن فشار روغن

در سرویس‌های زمستانی، شکایت‌ها معمولاً در دو دسته می‌افتند: «موتور سخت می‌چرخد» و «بعد از روشن شدن صدا می‌دهد/چراغ روغن دیر خاموش می‌شود». این دو دسته دقیقاً با CCS و MRV قابل تحلیل‌اند. رویکرد داده‌محور یعنی به جای تعویض کورکورانه از 10W به 5W یا از 5W به 0W، اول نشانه‌ها را به آزمون‌ها وصل کنیم.

مشکل–راه‌حل (روغن‌محور + اجرایی)

  • مشکل: استارت سنگین در صبح سرد. راه‌حل: انتخاب روغنی با CCS بهتر (حاشیه امن بیشتر نسبت به سقف استاندارد) و اطمینان از سلامت باتری/استارت.
  • مشکل: چراغ روغن چند ثانیه دیر خاموش می‌شود. راه‌حل: تمرکز روی MRV و پمپ‌پذیری؛ همچنین بررسی فیلتر روغن و سوپاپ بای‌پس.
  • مشکل: صدای خشک در ثانیه‌های اول. راه‌حل: روغن با MRV مناسب‌تر + پرهیز از تعویض‌های دیرهنگام که باعث افزایش غلظت و آلودگی می‌شود.
  • مشکل: خودرو در ترافیک زمستانی هم استارت‌های متعدد دارد هم گرم نمی‌شود. راه‌حل: انتخاب بر اساس «استارت سرد + کاربری شهری»؛ فقط W کافی نیست، باید توازن بین رفتار سرد و حفاظت در دمای کارکرد حفظ شود.

در عمل، برای اتوسرویس‌ها و ناوگان‌ها، توصیه می‌شود تصمیم زمستانی را با «سناریوی بدترین شب» بسنجند: کمترین دمای محتمل + پارک در فضای باز + استارت صبحگاهی. در چنین سناریویی، اختلاف CCS/MRV بین دو روغن هم‌گرید می‌تواند خودش را نشان دهد.

چطور از دیتاشیت یا استانداردها برای تصمیم‌گیری استفاده کنیم؟

در انتخاب حرفه‌ای، گرید SAE فقط یک برچسب نیست؛ یک «حداقل‌شرط» است. برای تصمیم‌گیری، باید به دنبال مقادیر CCS و MRV در دیتاشیت (PDS) باشید یا حداقل مطمئن شوید روغن تحت استانداردهای معتبر و کنترل کیفیت پایدار تولید/تأمین می‌شود. چون در بازار، اختلاف کیفیت در روغن‌های هم‌نام کم نیست و صرفاً اتکا به نام گرید، ریسک انتخاب اشتباه را بالا می‌برد.

  1. اول توصیه سازنده خودرو/موتور را برای SAE و استاندارد عملکرد (API/ACEA/ILSAC) چک کنید.
  2. حداقل دمای واقعی استارت در محل کارکرد را مشخص کنید (نه فقط دمای روز).
  3. مقادیر CCS و MRV را در دیتاشیت مقایسه کنید؛ روغنی را ترجیح دهید که حاشیه امن بهتری نسبت به سقف‌های استاندارد دارد.
  4. اگر ناوگان دارید، بازخورد میدانی را ثبت کنید: زمان روشن شدن، تأخیر فشار روغن، صدای اولیه، و روند مصرف روغن.

برای تیم‌های تعمیرگاهی و خرید سازمانی، داشتن یک نقطه اتکا برای استعلام گرید و استاندارد و تطبیق با شرایط کاری، جلوی تصمیم‌های هزینه‌ساز را می‌گیرد. اگر کارکرد شما شهری و پرترافیک است و زمستان هم استارت‌های سرد زیاد دارید، بررسی تأمین و انتخاب روغن موتور در شهر تهران می‌تواند مسیر تصمیم را ساختارمندتر کند؛ چون انتخاب فقط «گرید» نیست، «تناسب با الگوی استفاده» است.

پرسش‌های متداول درباره CCS و MRV در روغن زمستانی

۱) آیا اگر روغن 0W باشد، دیگر CCS و MRV مهم نیست؟

نه. 0W یعنی روغن حداقل‌های استاندارد را در دماهای پایین‌تری نسبت به 5W پاس کرده است، اما درون گرید 0W هم اختلاف CCS و MRV وجود دارد. دو روغن 0W ممکن است هر دو استاندارد باشند، ولی یکی در استارت سبک‌تر بچرخد یا سریع‌تر پمپ شود. برای اقلیم خیلی سرد یا خودروهای حساس، این اختلاف می‌تواند محسوس باشد.

۲) اگر خودرو روشن می‌شود، چرا باید نگران MRV باشم؟

روشن شدن موتور پایان ماجرا نیست. بخش مهم سایش موتور در چند ثانیه اول رخ می‌دهد، زمانی که هنوز فشار روغن پایدار نشده است. MRV به پمپ‌پذیری مربوط است و اگر ضعیف باشد، ممکن است موتور روشن شود اما روغن دیر به نقاط حساس برسد. نتیجه می‌تواند صدای اولیه، تأخیر چراغ روغن و سایش تجمعی باشد.

۳) CCS و MRV را از کجا پیدا کنیم؟

این مقادیر معمولاً در دیتاشیت فنی محصول (PDS) یا اسناد کیفیت سازنده درج می‌شود، نه روی قوطی. اگر دیتاشیت در دسترس نیست، حداقل باید از مسیر تأمین معتبر و کنترل‌شده خرید کنید تا احتمال اختلاف کیفیت و عدم انطباق با استاندارد پایین بیاید. در خرید سازمانی، درخواست PDS یک اقدام استاندارد است.

۴) برای ناوگان دیزلی در مناطق سرد، کدام مهم‌تر است: CCS یا MRV؟

هر دو مهم‌اند اما نقش‌ها متفاوت است: CCS بیشتر به «روشن شدن و فشار روی استارت/باتری» مربوط می‌شود و MRV به «ایمنی روغن‌رسانی پس از روشن شدن». در ناوگانی که استارت‌های صبحگاهی در فضای باز دارد، CCS خیلی اثرگذار است. در ناوگانی با استارت‌های مکرر کوتاه و موتورهای مدرن، MRV هم‌وزن یا حتی حساس‌تر می‌شود.

۵) آیا تغییر از 10W به 5W همیشه مشکل استارت سرد را حل می‌کند؟

نه همیشه. تغییر گرید می‌تواند کمک کند، اما اگر روغن 5W انتخاب‌شده نزدیک سقف CCS باشد یا MRV مناسبی نداشته باشد، ممکن است مشکل کامل رفع نشود. علاوه بر روغن، وضعیت باتری، سلامت استارت، کیفیت فیلتر روغن و حتی مدت زمان توقف خودرو در سرما هم اثر دارد. تصمیم درست یعنی بررسی سیستماتیک، نه فقط تغییر عدد W.

۶) آیا اقلیم‌های معتدل هم به CCS/MRV نیاز دارند؟

اگر کمینه دما به‌ندرت نزدیک صفر می‌شود و خودرو در پارکینگ می‌ماند، حساسیت کمتر است. اما در بسیاری از شهرهای ایران، نوسان دما و شب‌های سرد مقطعی داریم. همچنین سفرهای جاده‌ای و گردنه‌ها می‌توانند شرایط را ناگهان تغییر دهند. بنابراین برای کسانی که «گاهی» در سرما کار می‌کنند، بررسی CCS/MRV نوعی بیمه فنی است.

جمع‌بندی: انتخاب روغن زمستانی را با CCS/MRV تصمیم‌محور کنید

عدد 0W یا 5W فقط می‌گوید روغن یک حداقل استاندارد سرمایی را گذرانده است؛ اما کیفیت استارت سرد و حفاظت واقعی موتور در زمستان، به دو شاخص کلیدی وابسته است: CCS برای «قابلیت چرخش و استارت‌پذیری» و MRV برای «پمپ‌پذیری و رسیدن سریع روغن به قطعات». اگر CCS بالا باشد، استارت سنگین می‌شود و فشار بیشتری به باتری و استارت وارد می‌آید؛ اگر MRV نامطلوب باشد، حتی پس از روشن شدن، خطر تأخیر در فشار روغن و سایش اولیه افزایش می‌یابد. در اقلیم سرد ایران، تصمیم درست یعنی تعیین حداقل دمای واقعی استارت، توجه به نوع کاربری (شهری/ناوگانی/بین‌شهری)، و مقایسه مقادیر CCS/MRV در دیتاشیت‌ها. برای انتخاب و استعلام تخصصی و هم‌خوان با شرایط کارکرد، می‌توانید گزینه‌های روغن موتور اکولایف را هم از منظر گرید و کاربرد بررسی کنید و تصمیم را از «عدد روی قوطی» به «رفتار واقعی در سرما» ارتقا دهید.

امیررضا فرهمند

امیررضا فرهمند نویسنده‌ای دقیق و آینده‌نگر است که فناوری‌های نوین روانکار، استانداردهای جهانی و عملکرد برندها را با نگاهی تحلیلی و قابل‌فهم بررسی می‌کند. او تلاش می‌کند پیچیدگی‌های فنی را به دانشی روشن و قابل‌اعتماد برای صنایع نفت و گاز، نیروگاه‌ها، خودروسازی و واحدهای مهندسی تبدیل کند. محتوای او همیشه ترکیبی از داده‌محوری، بینش صنعتی و دقت حرفه‌ای است.
امیررضا فرهمند نویسنده‌ای دقیق و آینده‌نگر است که فناوری‌های نوین روانکار، استانداردهای جهانی و عملکرد برندها را با نگاهی تحلیلی و قابل‌فهم بررسی می‌کند. او تلاش می‌کند پیچیدگی‌های فنی را به دانشی روشن و قابل‌اعتماد برای صنایع نفت و گاز، نیروگاه‌ها، خودروسازی و واحدهای مهندسی تبدیل کند. محتوای او همیشه ترکیبی از داده‌محوری، بینش صنعتی و دقت حرفه‌ای است.

بدون نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهارده + 5 =