در یک معدن روباز، دو کامیون کمپرسی هممدل و همسال، با موتور یکسان و روغن یکسان سرویس شدند. هر دو از یک مخزن سوخت تغذیه میکردند و شیفت کاریشان هم مشابه بود. اما بعد از ۲۵۰ ساعت کار، کامیون شماره ۱ فقط حدود یک لیتر کم کرده بود و کامیون شماره ۲ نزدیک به چهار لیتر نیاز به سرریز داشت. تعمیرکار اول گفت «این یکی روغنخور شده». راننده گفت «اون یکی آروم میره». مسئول نت گفت «برنامه سرویسمون یکیه، پس باید رفتار یکی باشه». واقعیت میدانی معدن این است: «مشابه بودن» روی کاغذ، تضمین «رفتار روغن یکسان» نیست. مصرف روغن در معدن، نتیجه جمع شدن چند عامل کوچک است که اگر اندازهگیری نشوند، تبدیل به قضاوتهای اشتباه و هزینههای پنهان میشوند.
۱) اول تعریف را دقیق کنید: مصرف روغن یعنی چه؟
در ناوگان معدنی، وقتی میگوییم «مصرف روغن بالا رفته»، ممکن است سه چیز متفاوت را قاطی کنیم: سوختن روغن (از مسیر رینگ/گاید سوپاپ/توربو)، نشتی بیرونی (کارتل، کاسهنمدها، کولر روغن، اتصالات)، یا کم شدن ظاهری بهخاطر روش غلط اندازهگیری (سطحسنجی روی شیب، زمان کم بعد از خاموشی، یا تفاوت فیلتر/حجم اضافهشده).
در معدن، اندازهگیری سطح روغن معمولاً کنار مسیر بارگیری یا در محوطه سرویس انجام میشود؛ جایی که سطح زمین همیشه تراز نیست. همین یک خطا میتواند اختلاف یک تا دو لیتر «مصرف ظاهری» بسازد.
یک روش ساده برای یکسانسازی اندازهگیری
- یک نقطه تراز مشخص در معدن یا کارگاه تعریف کنید (پد سرویس).
- پس از خاموش کردن، ۱۰ تا ۱۵ دقیقه صبر کنید تا روغن به کارتل برگردد.
- همیشه با یک نفر/یک شیفت اندازهگیری کنید یا فرم ثبت واحد داشته باشید.
- سطح را با عکس از گیج ثبت کنید (کمک میکند اختلاف برداشت کم شود).
توصیه عملی این بخش: قبل از هر نتیجهگیری، یک هفته فقط «روش اندازهگیری» را استاندارد کنید؛ خیلی وقتها مشکل، روغن نیست، داده است.
۲) بار، شیب و سیکل کاری: چرا دو مسیر، دو رفتار روغن میسازد؟
در معدن، کامیونها حتی اگر «یک مسیر کلی» داشته باشند، عملاً دو سیکل کاری مشابه ندارند. یکی ممکن است بیشتر در رمپ تند کار کند، دیگری بیشتر در مسیرهای افقی یا نزدیک سنگشکن بچرخد. بار واقعی هم همیشه برابر نیست؛ یک اپراتور لودر میتواند هر بار نیم تا یک تن اختلاف ایجاد کند و این اختلاف در طول روز جمع میشود.
بار و شیب یعنی گشتاور بالاتر، دمای روغن بالاتر و فشار بیشتر روی رینگها و توربو. نتیجه میتواند افزایش تبخیر روغن، نازک شدن فیلم در دمای بالا و بالا رفتن «مصرف روغن» باشد؛ حتی بدون خرابی مکانیکی واضح.
چکلیست سریع برای ربط دادن مصرف به سیکل کاری
- ساعتکار موتور را کنار لیتر سرریز ثبت کنید (لیتر به ازای ۱۰۰ ساعت).
- سیکل را به سه حالت تقسیم کنید: رمپ تند، مسیر افقی، توقف/صف.
- برای هر کامیون، سهم تقریبی هر حالت را در شیفت بنویسید.
اگر این ثبت ساده را انجام دهید، معمولاً میبینید کامیونی که «روغن کم میکند»، همان کامیونی است که رمپ بیشتری میرود یا بارهای سنگینتر میخورد؛ نه اینکه الزاماً موتور بدتری داشته باشد.
توصیه عملی این بخش: شاخص «لیتر سرریز به ازای ۱۰۰ ساعت موتور» را استاندارد کنید و آن را با سهم رمپ/بار مقایسه کنید؛ قضاوت را از کیلومتر و حدس جدا کنید.
۳) راننده و سبک کار: دریچهای که در دادههای شما گم میشود
در ناوگان معدنی، نقش راننده فقط «رانندگی» نیست؛ راننده روی دما، دور موتور، مدت درجا، نحوه گرمکردن، و حتی زمانبندی تعویض دنده اثر مستقیم دارد. دو راننده برای یک کامیون مشابه، میتوانند دو شرایط کاملاً متفاوت برای روغن بسازند.
یک تجربه رایج در معدن: رانندهای که در رمپ با دور موتور بالاتر و دنده نامناسب بالا میرود، دمای اگزوز و توربو را بالا میبرد. توربو در این حالت بیشتر در معرض ککشدن روغن و عبور روغن از آببندهاست. راننده دیگری همان رمپ را با مدیریت دور موتور و شیب، نرمتر میرود و روغن کمتر تحت تنش حرارتی قرار میگیرد.
علائمی که میگوید مشکل «رانندگی» است نه «موتور»
- مصرف روغن با تعویض راننده تغییر محسوس دارد.
- دود آبی دائمی ندارید، اما در شروع حرکت/رمپ بیشتر دیده میشود.
- دمای کارکرد در همان مسیر، برای یک کامیون بالاتر ثبت میشود.
یکی از مسئولان نت در معدن میگفت: «وقتی راننده عوض شد و مصرف روغن نصف شد، فهمیدیم مسئله قبل از آچار، پشت فرمان بوده.»
توصیه عملی این بخش: برای کامیونهای پرمصرف، یک بازه ۵ تا ۷ روزه «جابجایی راننده» اجرا کنید و شاخص لیتر/۱۰۰ ساعت را دوباره بسنجید؛ این تست کمهزینه، خیلی زود مسیر عیبیابی را روشن میکند.
۴) درجا کار کردن و صف بارگیری: دشمن پنهان روغن در معدن
خیلی از مدیران ناوگان، مصرف روغن را با «فشار کاری» میسنجند و از یک عامل کمسروصدا غافل میشوند: زمان درجا. در صف بارگیری، کنار سنگشکن، یا هنگام انتظار برای تعمیر مسیر، موتور روشن میماند. درجا کار کردن، ساعت موتور را بالا میبرد اما کار مفیدی تولید نمیکند؛ در عوض دمای روغن میتواند در محدودهای بماند که تبخیر سبکها را تشدید کند و رقیقشدن با سوخت (در برخی شرایط) را هم بالا ببرد.
از طرف دیگر، درجاهای طولانی باعث میشوند آلودگیهای احتراق و دوده در روغن جمع شوند. اگر سیستم تهویه کارتر (بخارات روغن) یا فیلتر هوا وضعیت خوبی نداشته باشد، این فشار بیشتر خودش را در افزایش مصرف و افت کیفیت نشان میدهد.
جدول مقایسه اثر «کار سنگین» و «درجا» روی روغن
| عامل | کار سنگین در رمپ | درجا در صف/توقف |
|---|---|---|
| اثر روی دما | افزایش شدید و مقطعی | افزایش ملایم اما طولانی |
| اثر روی تبخیر روغن | زیاد (بهخصوص توربو) | متوسط تا زیاد (بهخاطر زمان طولانی) |
| اثر روی آلودگی/دوده | زیاد، اما همراه با جریان مناسب هوا | میتواند بدتر شود اگر احتراق ناقص و تهویه ضعیف باشد |
| ریسک خطای تحلیل | کمتر (چون همه میدانند سختکار است) | بیشتر (چون «کار نکرده» اما ساعت موتور بالا رفته) |
توصیه عملی این بخش: ساعت «درجا» را جداگانه ثبت کنید (حتی با تخمین راننده). کامیونی که درجا بیشتری دارد، ممکن است زودتر به افت کیفیت روغن برسد، حتی اگر مسیرش سبکتر باشد.
۵) دما، گردوغبار و تنفس موتور: وقتی اقلیم معدن برنامه را بههم میزند
در معدن، دما و گردوغبار «شرایط محیطی» نیستند؛ بخشی از بار کاری موتورند. در روزهای گرم، روغن نازکتر میشود و تبخیر و اکسیداسیون جلوتر میافتد. در روزهای پرگردوغبار، اگر فیلتر هوا کیفیت و آببندی مناسبی نداشته باشد، ریزگرد به داخل میرود و مثل سمباده رفتار میکند؛ سایش رینگها و جداره سیلندر بالا میرود و روغنسوزی واقعی شکل میگیرد.
برای ناوگانهایی که در چند شهر و اقلیم کار میکنند، انتخاب و تأمین یکسان روغن بهتنهایی کافی نیست؛ باید «شرایط کارکرد» را هم در برنامه سرویس لحاظ کرد. برای مثال، ناوگانی که بخشی از آن در گرمای بندر و بخشی در ارتفاعات کار میکند، معمولاً دو الگوی متفاوت مصرف و افت کیفیت روغن دارد. در چنین سناریوهایی، داشتن یک مسیر تأمین مطمئن و مشخص در شهرهای محل عملیات کمک میکند تا نوسان کیفیت و گرید به حداقل برسد؛ مثل زمانی که تیم تدارکات برای تأمینا روغن موتور در شهر کرمان روی یک استاندارد ثابت جلو میرود.
سه نقطه کنترل در معادن گردوغبارخیز
- وضعیت فیلتر هوا (اصالت، زمان تعویض، سلامت هوزینگ و لاستیکها)
- نشتیهای مکش (شلنگها، بستها، ترکهای ریز)
- بازرسی چشمی ورودی توربو و لولهها (نشانههای گردوغبار یا روغن)
توصیه عملی این بخش: اگر معدن شما گردوغبار شدید دارد، «سرویس فیلتر هوا» را هموزن «تعویض روغن» ببینید؛ افزایش مصرف روغن گاهی از همانجا شروع میشود.
۶) کیفیت سرویس و خطاهای کوچک: از فیلتر تا سرریز، همه چیز مهم است
دو کامیون ممکن است با یک روغن یکسان سرویس شوند، اما کیفیت سرویس یکسان نباشد. تفاوت در برند یا کیفیت فیلتر، بستن اشتباه اورینگ، تمیز نبودن قیف و بشکه، یا حتی انتخاب گرید نامتناسب با شرایط کاری، میتواند نتیجه را تغییر دهد. در معدن، «سرهمبندی» سرویس معمولاً به شکل نشتیهای خیلی جزئی یا آلودگیهای ریز خودش را نشان میدهد؛ چیزهایی که در نگاه اول جدی نیستند اما در طول چند صد ساعت به عدد تبدیل میشوند.
اینجا جای یک تصمیم دادهمحور است: بهجای اینکه فقط برند را عوض کنید، اول مطمئن شوید روغن موتور انتخابی شما از نظر استانداردهای API/ACEA مناسب همان موتور و شرایط معدن است و بعد کیفیت اجرای سرویس را کنترل کنید.
موارد رایج که مصرف را «مصنوعی» بالا نشان میدهد
- پر کردن بیشازحد و تخلیه از مسیر تهویه یا نشت از کاسهنمد
- فیلتر نامناسب یا نصب نادرست (نشتی، بایپس زودهنگام)
- مخلوط شدن روغنهای متفاوت بهخاطر باقیمانده در بشکه/قیف
- ثبت نکردن دقیق مقدار روغن اضافهشده در سرویس
توصیه عملی این بخش: روی هر سرویس، «مقدار دقیق روغن اضافهشده» و «کد/مدل فیلتر» را ثبت کنید. بدون این دو داده، تحلیل مصرف بیشتر شبیه حدس است تا مهندسی.
۷) راهنمای مرحلهبهمرحله تحلیل مصرف روغن و اصلاح برنامه نگهداری
برای اینکه اختلاف دو کامیون مشابه را مهندسی کنید، یک روال ساده اما منظم لازم دارید. هدف این نیست که همان روز اول به پاسخ قطعی برسید؛ هدف این است که «فرضیهها» را با داده رد یا تأیید کنید.
گام ۱: یک شاخص واحد تعریف کنید
بهجای «لیتر در ماه» یا «کم میکند»، از شاخص زیر استفاده کنید: لیتر سرریز به ازای ۱۰۰ ساعت موتور. در معدن ساعت موتور معنیدارتر از کیلومتر است.
گام ۲: مصرف را به سه دسته بشکنید
- نشتی بیرونی (کارتل، کولر، فیلتر، کاسهنمد)
- مصرف داخلی (سوختن/توربو/گاید)
- خطای اندازهگیری/سرویس
گام ۳: دادههای بهرهبرداری را کنار مصرف بگذارید
- سهم رمپ و شیب
- میانگین بار (حتی تخمینی)
- زمان درجا
- راننده/شیفت
گام ۴: تصمیم نگهداری را اصلاح کنید، نه فقط فاصله تعویض را
گاهی لازم است فاصله تعویض را کوتاه کنید؛ اما خیلی وقتها با اصلاح سرویس هوا، کنترل درجا، یا استاندارد کردن روش سرویس، مصرف و افت کیفیت کنترل میشود. اگر ناوگان شما رویکرد «فاصلههای طولانیتر» دارد، این کار باید با کنترل وضعیت و ثبت دقیق انجام شود تا ریسک بالا نرود؛ این نگاه در ادبیات ناوگانی با مفهوم Extended Drain دیزل شناخته میشود، اما اجرای درستش بدون دیتا خطرناک است.
توصیه عملی این بخش: برای دو کامیون مشابه، یک «فرم یک صفحهای» بسازید: ساعت موتور، لیتر سرریز، مسیر (رمپ/افقی)، درجا، راننده، سرویس فیلتر هوا. بعد از دو تا سه هفته، معمولاً علت اصلی خودش را نشان میدهد.
جمعبندی: چطور اختلاف دو کامیون را سریع و کمهزینه مدیریت کنیم؟
تفاوت مصرف روغن در دو کامیون مشابه، در معدن اغلب از یک «علت بزرگ» نمیآید؛ از جمع شدن چند علت کوچک میآید: شیب و بار بیشتر، درجاهای طولانی، سبک رانندگی، دمای بالا و گردوغبار، و کیفیت اجرای سرویس. اگر فقط با برچسب «روغنخور» جلو بروید، ممکن است هزینه تعمیر یا تعویض روغن را بالا ببرید، بدون اینکه ریشه را بزنید. مسیر بهتر این است: اول روش اندازهگیری را استاندارد کنید، بعد شاخص لیتر/۱۰۰ ساعت را بسازید، سپس دادههای بهرهبرداری (رمپ، بار، درجا، راننده) را کنار آن بگذارید و در نهایت کیفیت سرویس و سیستم هوارسانی را جدی بررسی کنید. وقتی این چهار قدم را انجام دهید، تصمیمها از سلیقه و حدس جدا میشوند و برنامه نگهداری شما قابل دفاع و اقتصادی میشود.
پرسشهای متداول
مصرف روغن «طبیعی» برای کامیون معدنی چقدر است؟
عدد ثابت و عمومی قابل اتکا نیست، چون به موتور، ساعت کار، بار، شیب، دما و وضعیت فیلتر هوا وابسته است. در معدن بهتر است بهجای دنبال کردن یک عدد ثابت، برای هر تیپ کامیون «بازه نرمال» خودتان را بسازید: لیتر سرریز به ازای ۱۰۰ ساعت موتور، در سه ماه. هر چیزی که ناگهان از روند خودش خارج شود، مهمتر از مقایسه با یک عدد اینترنتی است.
چطور بفهمیم کم شدن روغن از نشتی است یا روغنسوزی؟
اول سطحسنجی استاندارد انجام دهید. سپس موتور و اطراف فیلتر، کولر روغن، کارتل و کاسهنمدها را تمیز کنید و بعد از یک شیفت دوباره بازدید کنید. نشتی معمولاً اثر بیرونی، چربی و گردوغبار چسبیده دارد. روغنسوزی میتواند با دود آبی، چرب شدن لولهها، یا اثرات روی خروجی اگزوز همراه باشد؛ اما همیشه واضح نیست و باید با دادههای مصرف و شرایط کارکرد بررسی شود.
آیا درجا کار کردن واقعاً مصرف روغن را بالا میبرد؟
بله، چون ساعت موتور را بالا میبرد و روغن زمان بیشتری در معرض حرارت و اکسیداسیون میماند، بدون اینکه جریان هوای کاری و شرایط ایدهآل احتراق همیشه برقرار باشد. در صفهای طولانی، اگر موتور با دمای نهچندان بالا اما زمان طولانی کار کند، تبخیر و افت کیفیت میتواند جلو بیفتد. برای تحلیل، زمان درجا را جداگانه ثبت کنید تا کامیونها را عادلانه مقایسه کنید.
اگر دو کامیون یک روغن دارند، چرا یکی بیشتر کم میکند؟
چون روغن فقط یک قطعه از پازل است. کامیون اول ممکن است رمپ کمتر برود، بار سبکتر بگیرد، درجا کمتر داشته باشد یا راننده با دور موتور مناسبتری کار کند. همچنین کیفیت سرویس میتواند متفاوت باشد: فیلتر متفاوت، نصب نامناسب، یا حتی تفاوت در وضعیت فیلتر هوا و آببندی هوزینگ. در معدن، همین اختلافهای «کوچک» در چند صد ساعت به اختلاف چند لیتر تبدیل میشوند.
بهترین اقدام اول برای ناوگان معدنی چیست؟
یکسانسازی اندازهگیری و ثبت داده. اگر نقطه تراز، زمان انتظار بعد از خاموشی، و فرم ثبت لیتر سرریز و ساعت موتور را نداشته باشید، هر تصمیمی روی روغن و تعمیرات میتواند خطا داشته باشد. بعد از آن، کنترل فیلتر هوا و ثبت زمان درجا معمولاً سریعترین اثر را نشان میدهد. این دو مورد کمهزینهاند و جلوی بسیاری از تشخیصهای اشتباه را میگیرند.
بدون نظر