در کارگاهها و واحدهای نگهداری ایران، اختلاف نظر روی یک سوال ساده زیاد دیده میشود: «برای بلبرینگ، شاسی، یاتاقان یا الکتروموتور، گریس لیتیمی بهتر است یا لیتیمکمپلکس؟» پاسخ، صرفاً اسم صابون یا قیمت نیست؛ دو شاخص «پایداری حرارتی» و «مقاومت در برابر آبشویی» معمولاً تعیین میکنند که گریس در عمل میماند یا به خرابی زودرس، خوردگی و افزایش مصرف گریس ختم میشود. در این مقاله به شکل تحلیلی-مقایسهای، این دو خانواده رایج را از دید رفتار واقعی در دما و در تماس با آب بررسی میکنیم و به یک چارچوب انتخاب قابل دفاع میرسیم.
گریس لیتیمی و لیتیمکمپلکس دقیقاً چه تفاوتی دارند؟
هر دو خانواده بر پایه «صابون لیتیمی» به عنوان تغلیظکننده ساخته میشوند، اما لیتیمکمپلکس با افزودن یک عامل کمپلکسساز (معمولاً اسیدهای آلی خاص) شبکه صابون را تقویت میکند. نتیجه این تفاوت شیمیایی، شبکهای پایدارتر در برابر دما و تنش مکانیکی است. البته عملکرد نهایی فقط به تغلیظکننده محدود نیست و به سه لایه دیگر هم وابسته است: نوع روغن پایه (مینرال/نیمهسنتتیک/سنتتیک)، بسته افزودنیها (ضدسایش، EP، ضدزنگ، آنتیاکسیدانت) و گرید قوام (NLGI).
برای تصمیم عملی، بهتر است تفاوتها را در قالب «رفتار تحت شرایط کاری» ببینیم؛ یعنی گریس در گرما چقدر نرم میشود، در سردی چقدر سفت میماند، در سرعت بالا چقدر جداشدگی روغن دارد، و در تماس با آب چقدر از محل روانکاری شسته میشود. در میان اینها، دو شاخص که بیشترین اثر میدانی دارند عبارتاند از:
- پایداری حرارتی: توان حفظ ساختار و روانکاری در دماهای بالا و در سیکلهای گرم و سرد.
- آبشویی (Water Washout): میزان مقاومت در برابر خروج گریس از یاتاقان/محل کار در مواجهه با آب پاششی یا شستوشو.
نکته مهم این است که «لیتیمکمپلکس» لزوماً در همه شرایط از «لیتیمی» بهتر نیست؛ اگر دما متوسط است و مواجهه با آب محدود، گریس لیتیمی با فرمول مناسب میتواند اقتصادیتر و کاملاً کافی باشد.
پایداری حرارتی در عمل: نقطه قطرهای کافی نیست
در بازار ایران زیاد میشنویم: «نقطه قطرهای لیتیمکمپلکس بالاتر است، پس برای دمای بالا بهتر است.» درست است که نقطه قطرهای (Dropping Point) در لیتیمکمپلکس معمولاً بالاتر از لیتیمی است، اما این عدد به تنهایی تضمینکننده عملکرد نیست. پایداری حرارتی واقعی یعنی گریس در دمای کارکرد، تحت برش و اکسیداسیون، چقدر قوام و روغندهی کنترلشده را حفظ میکند.
برای تحلیل مهندسی، این چند مشاهده میدانی رایج است:
- در یاتاقانهایی که دمای پوسته به طور پایدار بالاست (مثلاً نزدیک کوره، خشککن، یا تجهیزات با بار و سرعت بالا)، لیتیمکمپلکس معمولاً افت قوام و جداشدگی روغن کنترلشدهتری دارد و دیرتر به نشت یا رقیقشدن میرسد.
- در چرخههای دمایی (گرم شدن/سرد شدن پیدرپی)، ساختار کمپلکسشده اغلب مقاومت بهتری در برابر شل شدن مکرر نشان میدهد؛ نتیجه میتواند کاهش دفعات گریسکاری و کاهش آلودگی محیطی باشد.
- اگر روغن پایه و افزودنیها ضعیف باشند، حتی لیتیمکمپلکس هم در دمای بالا دچار اکسیداسیون و تشکیل رسوب میشود؛ بنابراین «نام خانواده» جای «کیفیت فرمولاسیون» را نمیگیرد.
معیارهای آزمایشگاهی که بهتر از یک عدد ساده به تصمیم کمک میکنند شامل پایداری مکانیکی (کارپذیری/نفوذپذیری بعد از کارکرد)، مقاومت به اکسیداسیون، و کنترل جداشدگی روغن است. برای اتوسرویسها هم یک شاخص عملی وجود دارد: اگر در دیسک ترمز و توپی چرخ یا یاتاقانهای گرم، گریس به سرعت به بیرون میزند و اطراف قطعه را آلوده میکند، معمولاً مسئله «نرمی در گرما» یا «روغندهی خارج از کنترل» است؛ اینجا انتخاب لیتیمکمپلکس با فرمول مناسب، اغلب ریسک را پایین میآورد.
آبشویی چیست و چرا در ایران تعیینکننده میشود؟
آبشویی یعنی تحت جریان یا پاشش آب، چه مقدار از گریس از داخل یاتاقان/محفظه خارج میشود. در ایران این موضوع فقط مربوط به صنایع غذایی یا خطوط شستوشو نیست؛ در بسیاری از واحدها، آب به شکلهای مختلف وارد بازی میشود: شستوشوی کف سالن، باران و رطوبت محیطی، بخار، کولینگتاور، یا حتی شستوشوی خودرو و ماشینآلات راهسازی.
وقتی گریس شسته میشود، سه زنجیره خرابی فعال میشود:
- کاهش فیلم روانکاری و افزایش سایش در لحظه.
- نفوذ آب و فعال شدن خوردگی و زنگزدگی.
- حمل آلودگی (گرد و غبار/ذرات) به داخل یاتاقان و تشدید سایش.
به طور کلی، بسیاری از گریسهای لیتیمکمپلکس در فرمولهای رایج، در برابر آبشویی عملکرد خوبی دارند، اما این «قانون قطعی» نیست؛ بعضی گریسهای لیتیمی با افزودنی ضدزنگ و چسبندگی مناسب، در کاربردهای کمتامتوسطِ آب، کاملاً رقابتی هستند. تفاوت کلیدی در عمل معمولاً زمانی پررنگ میشود که همزمان آب + دما یا آب + تنش مکانیکی وجود داشته باشد؛ در این شرایط، لیتیمکمپلکس با شبکه مقاومتر، شانس بیشتری برای ماندگاری دارد.
برای تصمیم در محیطهای مرطوب و ساحلی، مهم است به شرایط واقعی فکر کنید. مثلاً در شهرهای شرجی و صنعتی، انتخاب روانکار فقط «نوع» نیست؛ زنجیره تامین و امکان تامین مستمر هم اهمیت دارد و برای برنامهریزی نگهداری، دسترسی به خدمات تامین روانکار در سطح منطقه میتواند نقش عملی داشته باشد؛ در چنین شرایطی، تامین منطقهای روغن صنعتی در شهر بندرعباس برای تیمهای صنعتی، در کنار انتخاب درست گریس، به پایدارسازی برنامه روانکاری کمک میکند.
جدول مقایسه: لیتیمی vs لیتیمکمپلکس از نظر حرارت و آب
جدول زیر یک مقایسه کاربردی و قابل اسکن ارائه میدهد. توجه کنید که «بهتر/بدتر» به معنی میانگین رفتار محصولات رایج است و کیفیت نهایی به فرمول هر برند و شرایط کاری وابسته است.
| شاخص | گریس لیتیمی | گریس لیتیمکمپلکس |
|---|---|---|
| پایداری حرارتی در دمای بالا | خوب در دماهای متوسط؛ در دمای بالا ممکن است افت قوام و نشت بیشتر شود | معمولاً بهتر؛ حفظ ساختار در دمای بالاتر و سیکلهای حرارتی پایدارتر |
| نقطه قطرهای (شاخص کمکی، نه قطعی) | معمولاً پایینتر از کمپلکس | معمولاً بالاتر؛ اما باید با پایداری مکانیکی و اکسیداسیون سنجیده شود |
| مقاومت در برابر آبشویی | متغیر؛ با افزودنی ضدزنگ/چسبندگی میتواند مناسب باشد | اغلب بهتر در حضور همزمان آب و تنش/حرارت؛ شبکه قویتر کمک میکند |
| ریسک خوردگی در حضور آب | وابسته به کیفیت ضدزنگ و کنترل آب؛ در محصولات ضعیف ریسک بالاتر | به شرط افزودنی مناسب، معمولاً کنترل بهتر؛ اما همچنان وابسته به فرمول |
| پایداری مکانیکی (نرم شدن تحت کارکرد) | خوب تا متوسط؛ در شوک و لرزش بالا ممکن است سریعتر نرم شود | معمولاً بهتر؛ مناسبتر برای بار/لرزش و کارکرد سخت |
| هزینه و دسترسپذیری | معمولاً اقتصادیتر و رایجتر | معمولاً گرانتر؛ در عوض میتواند هزینه خرابی و مصرف را کاهش دهد |
سناریوهای واقعی: کجا لیتیمی کافی است و کجا لیتیمکمپلکس توجیه دارد؟
سناریوهایی که گریس لیتیمی اغلب انتخاب اقتصادی-فنی خوبی است
- بلبرینگها و قطعاتی با دمای کارکرد متوسط و بدون شوک حرارتی شدید.
- محیطهای نسبتاً خشک یا با تماس محدود با آب (بدون شستوشوی مستقیم یا پاشش دائم).
- کارگاههایی که برنامه گریسکاری منظم و کنترل آلودگی دارند و از مخلوطکاری گریسها پرهیز میکنند.
سناریوهایی که لیتیمکمپلکس معمولاً ارزش پرداخت هزینه بیشتر را دارد
- یاتاقانها و هوزینگهایی با دمای بالا یا نزدیک منابع حرارتی.
- تجهیزات تحت لرزش/شوک (مثلاً خطوط سنگین، بعضی رولرها، یا ماشینآلاتی با ضربه مکانیکی).
- محیطهای مرطوب، شستوشوی دورهای، یا تماس همزمان آب و دما.
در ناوگان و خودروهای کار، تصمیم گریس باید با شرایط اقلیمی و عملیاتی همراستا باشد. مثلاً در مناطق گرم، چالش نرم شدن در گرما و نشت میتواند پررنگتر باشد؛ در چنین شرایطی، هماهنگی بین انتخاب گریس و سایر روانکارها در برنامه نگهداری اهمیت دارد و تیمهای عملیاتی معمولاً کنار انتخاب گریس، تامین پایدار روغن موتور را هم به شکل یکپارچه مدیریت میکنند تا خطای انسانی و تنوع محصول کاهش یابد.
چالشها و خطاهای رایج در مقایسه و مصرف این دو گریس (و راهحلها)
مشکل بسیاری از مجموعهها این نیست که لیتیمی میخرند یا لیتیمکمپلکس؛ مشکل این است که معیار تصمیم، درست تعریف نشده یا اجرای روانکاری استاندارد نیست. چند خطای پرتکرار و راهحلهای عملی:
- خطا: تصمیم بر اساس نقطه قطرهای به تنهایی.
راهحل: علاوه بر نقطه قطرهای، به پایداری مکانیکی، اکسیداسیون، جداشدگی روغن و آزمون آبشویی توجه کنید؛ در دیتاشیت به آزمونهای ASTM مرتبط نگاه کنید. - خطا: مخلوط کردن گریسها در زمان تغییر نوع.
راهحل: سازگاری گریسها همیشه بدیهی نیست. تغییر خانواده تغلیظکننده یا حتی تغییر برند در یک خانواده، نیازمند پاکسازی منطقی، تخلیه و دوره گذار کنترلشده است. - خطا: گریسکاری بیش از حد برای جبران آب یا حرارت.
راهحل: گریسکاری زیاد میتواند دما را بالا ببرد، نشت ایجاد کند و آببندی را بدتر کند. مقدار و دوره گریسکاری را با راهنمای سازنده و تجربه میدانی تنظیم کنید. - خطا: استفاده از گریس عمومی در محیط مرطوب بدون افزودنی ضدزنگ کافی.
راهحل: در محیطهای مرطوب، به ضدخوردگی، چسبندگی و آزمون آبشویی حساس باشید و از آببند و روش شستوشو هم بازنگری کنید.
یک راهکار مدیریتی برای کاهش خطا، استانداردسازی سبد روانکار در سایت/ناوگان است: تعداد گریسهای مورد استفاده را محدود کنید، کدگذاری و رنگبندی داخلی داشته باشید، و مسئولیت تزریق/گریسکاری را آموزش دهید. این کار، به اندازه انتخاب «لیتیم یا کمپلکس»، روی نتیجه اثر دارد.
راهنمای انتخاب سریع (چکلیست تصمیم مهندسی)
اگر قرار است بین گریس لیتیمی و لیتیمکمپلکس انتخاب کنید، این چکلیست را مثل یک فیلتر مرحلهای اجرا کنید:
- دمای واقعی قطعه را اندازه بگیرید (نه حدس). اگر پوسته یاتاقان دائماً داغ است یا سیکل حرارتی شدید دارید، گزینه کمپلکس را جدیتر کنید.
- نوع مواجهه با آب را تعریف کنید: پاشش لحظهای، شستوشوی مستقیم، بخار، رطوبت دائم، یا تماس دورهای.
- نوع بار و لرزش را مشخص کنید: شوک، ضربه، توقف-حرکت، یا سرعت بالا.
- ریسک خرابی را بسنجید: توقف خط، هزینه بلبرینگ، یا خسارت ثانویه. هرچه ریسک بالاتر، توجیه انتخاب پایدارتر بیشتر.
- به دیتاشیت و آزمونها رجوع کنید: آبشویی، خوردگی، اکسیداسیون، جداشدگی روغن، و پایداری مکانیکی.
در نهایت، انتخاب گریس باید با سیاست تامین همخوان باشد. برای مجموعههایی که چند سایت یا چند شهر دارند، تامین پایدار روانکارها به کاهش تغییرات ناخواسته در برند/فرمول کمک میکند؛ اگر در تهران فعالیت میکنید و برنامه تامین متمرکز دارید، استفاده از ظرفیت پوشش روغن صنعتی در شهر تهران میتواند به ثبات تامین و اجرای بهتر برنامه روانکاری کمک کند، بدون اینکه تیم فنی مجبور به جایگزینیهای اضطراری شود.
جمعبندی: کدام بهتر است؟ پاسخ وابسته به حرارت و آب است
اگر بخواهیم نتیجه را ساده اما دقیق کنیم: لیتیمکمپلکس معمولاً در دماهای بالاتر و در مواجهه سختتر با آب، حاشیه اطمینان بیشتری ایجاد میکند؛ در مقابل، گریس لیتیمی در بسیاری از کاربردهای دمای متوسط و محیطهای کمآب، انتخابی اقتصادی و کاملاً قابل اتکا است، به شرط اینکه فرمول مناسب و برنامه گریسکاری درست داشته باشید. اشتباه رایج این است که تنها با یک عدد یا یک تجربه موردی تصمیم بگیریم؛ در حالی که باید دمای واقعی، نوع تماس با آب، بار/لرزش و ریسک توقف را کنار دیتاشیت و آزمونها گذاشت.
موتورازین در این مسیر، هم نقش مرجع دانشی و هم نقش تامینکننده تخصصی را برای اتوسرویسها، ناوگانها و صنایع ایفا میکند. اگر بین لیتیمی و لیتیمکمپلکس مردد هستید، میتوانید انتخاب را از حالت سلیقهای خارج کنید: شرایط کارکرد، آزمونهای فنی و هزینه خرابی را کنار هم بگذارید و سپس تامین پایدار و همسانسازی سبد روانکار را برنامهریزی کنید. هدف موتورازین این است که تصمیم روانکاری شما مهندسی، قابل دفاع و اقتصادی باشد.
پرسشهای متداول
آیا لیتیمکمپلکس همیشه برای دمای بالا مناسب است؟
در بسیاری از فرمولها بله، اما «همیشه» نه. پایداری حرارتی فقط به تغلیظکننده وابسته نیست؛ روغن پایه و آنتیاکسیدانتها نقش جدی دارند. ممکن است یک لیتیمکمپلکس با فرمول ضعیف در دمای بالا سریع اکسید شود یا جداشدگی روغن نامطلوب داشته باشد. بهتر است علاوه بر نقطه قطرهای، آزمونهای اکسیداسیون، پایداری مکانیکی و جداشدگی روغن را هم بررسی کنید.
برای محیطهای مرطوب، لیتیمی را کنار بگذاریم؟
نه الزاماً. اگر مواجهه با آب محدود و کنترلشده است، گریس لیتیمی با افزودنی ضدزنگ مناسب و چسبندگی کافی میتواند عملکرد خوبی داشته باشد. اما اگر شستوشوی مستقیم، پاشش دائم، یا ترکیب آب و دمای بالا دارید، لیتیمکمپلکس معمولاً گزینه مطمئنتری است. در هر دو حالت، وضعیت آببندها و روش شستوشو میتواند به اندازه انتخاب گریس مهم باشد.
نقطه قطرهای دقیقاً چه چیزی را نشان میدهد؟
نقطه قطرهای دمایی است که در آن ساختار گریس به حدی تضعیف میشود که اولین قطره از آن جدا میشود. این شاخص یک سرنخ برای تحمل حرارتی است، اما به معنی «حداکثر دمای کارکرد» نیست. گریس ممکن است خیلی پایینتر از آن دما، تحت برش و اکسیداسیون، کارایی خود را از دست بدهد. پس باید همراه شاخصهای دیگر تفسیر شود.
آیا میتوان گریس لیتیمی را با لیتیمکمپلکس مخلوط کرد؟
به شکل عمومی توصیه نمیشود، چون سازگاری کامل تضمین نیست و ممکن است قوام، روغندهی یا پایداری تغییر کند. حتی اگر هر دو «لیتیمی» به نظر برسند، بسته افزودنی و نوع روغن پایه میتواند باعث ناسازگاری عملی شود. بهترین روش، برنامه تعویض کنترلشده است: تخلیه تا حد ممکن، پاکسازی منطقی، و سپس تزریق گریس جدید با دوره پایش کوتاهتر.
از کجا بفهمیم مشکل آبشویی داریم یا گریس نامناسب است؟
نشانههای رایج شامل خالی شدن سریع محفظه، تغییر رنگ به حالت شیری، زنگزدگی روی قطعه، افزایش دمای یاتاقان و صدای غیرعادی است. همچنین اگر بعد از شستوشوی محیط یا بارندگی، خرابیها تکرار میشود، آبشویی محتمل است. در این حالت علاوه بر تغییر گریس، باید مسیر ورود آب، آببندها و روش شستوشو را هم اصلاح کنید.
برای کاهش مصرف گریس در دمای بالا چه کار کنیم؟
اول دمای واقعی و علت بالا رفتن آن را پیدا کنید (بار، همراستایی، آلودگی، یا گریسکاری بیش از حد). سپس گریسی با پایداری مکانیکی و حرارتی بهتر انتخاب کنید و مقدار تزریق را بهینه کنید. در بسیاری از موارد، افزایش بیرویه دفعات گریسکاری مشکل را بدتر میکند. تنظیم درست دوره و مقدار، همراه با گریس مناسب، معمولاً مصرف و نشت را کاهش میدهد.
منابع:
ASTM D1264 Standard Test Method for Determining the Water Washout Characteristics of Lubricating Greases
NLGI Grease Guide (National Lubricating Grease Institute)
بدون نظر