راهنمای خواندن دیتاشیت روانکار؛ پارامترهای تصمیم‌ساز در برابر داده‌های تزئینی

در بازار روانکار ایران، «دیتاشیت» (PDS) معمولاً اولین سندی است که در استعلام‌ها ردوبدل می‌شود؛ اما به‌همان نسبت، یکی از پرتفسیرترین سندها هم هست. مشکل از خود دیتاشیت نیست؛ مشکل از این است که همه اعداد داخل آن وزن تصمیم‌سازی یکسانی ندارند. برخی پارامترها مستقیم روی تشکیل فیلم روغن، محافظت از قطعه، پایداری در دما و کنترل رسوب اثر می‌گذارند و می‌توانند هزینه تعمیرات، توقف و حتی مصرف سوخت را تغییر دهند. در مقابل، بخشی از داده‌ها بیشتر برای معرفی محصول، مقایسه بازاری یا تکمیل ظاهری جدول آمده‌اند و اگر بدون زمینه مهندسی تفسیر شوند، ممکن است باعث انتخاب اشتباه شوند.

این مقاله یک «روش خواندن» ارائه می‌دهد: ابتدا بفهمیم هر پارامتر چه چیزی را اندازه می‌گیرد، سپس ارزش تصمیم‌سازی‌اش را در سناریوهای واقعی ایران (ترافیک و دمای بالا، سوخت با کیفیت متغیر، گردوغبار، بارگذاری سنگین ناوگان، و شرایط صنعتی با شوک‌لود) تحلیل کنیم. هدف این است که انتخاب روانکار از یک تصمیم سلیقه‌ای به تصمیم داده‌محور و قابل دفاع تبدیل شود.

۱) اول ساختار دیتاشیت را درست بخوانید: «استانداردها» مهم‌تر از «اعداد خام»

برای تصمیم فنی، بهترین نقطه شروع دیتاشیت معمولاً «استانداردها و تاییدیه‌ها» است؛ چون استانداردها مشخص می‌کنند روغن در آزمون‌های مرجع چه حداقل‌هایی را پاس کرده و برای چه کلاس کاربردی طراحی شده است. اعداد خام بدون دانستن کلاس کاربردی می‌توانند گمراه‌کننده باشند؛ مثلاً ویسکوزیته 100°C یک روغن موتور بنزینی کم‌خاکستر با یک روغن دیزلی ناوگانی پرادتیو قابل مقایسه مستقیم نیست، چون فلسفه فرمولاسیون و آزمون‌های عملکردی متفاوت است.

چه چیزهایی در بخش استاندارد/تاییدیه تصمیم‌سازترند؟

  • کلاس‌های API/ACEA (برای موتور) و تطابق با نسل موتور و محدودیت‌های آلایندگی
  • استانداردهای ISO VG/AGMA/DIN (برای روغن‌های صنعتی مثل هیدرولیک، گیربکس، کمپرسور)
  • عبارات «Meets/Exceeds» در برابر «Approved» (تفاوت ادعا با تایید رسمی)

در خرید B2B، بهتر است قبل از ورود به جدول خواص فیزیکی، این سؤال‌ها را پاسخ دهید: تجهیز/موتور من دقیقاً چه کلاس استانداردی می‌خواهد؟ آیا نیاز به Low SAPS یا محدودیت فسفر/سولفات خاکستر دارم؟ آیا OEM تایید رسمی می‌خواهد یا صرفاً سطح عملکرد کافی است؟

۲) ویسکوزیته SAE و ISO VG: ستون فقرات انتخاب، اما نه به‌تنهایی

ویسکوزیته یعنی «مقاومت روغن در برابر جاری شدن» و در عمل، پایه اصلی تشکیل فیلم روغن و جداسازی سطوح است. در موتور، معمولاً با SAE (مثل 5W-30 یا 15W-40) مواجه هستیم؛ در صنعت، با ISO VG (مثل 46، 68، 100). این پارامتر تصمیم‌ساز است چون مستقیماً با دمای کار، لقی‌ها، سرعت و بار ارتباط دارد؛ اما اگر فقط به «عدد گرید» بسنده کنیم، خطر اشتباه وجود دارد: دو روغن با SAE یکسان می‌توانند در پایداری برشی، فرّاریت، یا ضخامت فیلم در دمای بالا عملکرد کاملاً متفاوتی داشته باشند.

ارزش تصمیم‌سازی ویسکوزیته در سناریوهای رایج ایران

  • ترافیک شهری و توقف‌-حرکت: دمای روغن بالا می‌رود و رقیق‌شدن در دمای بالا پررنگ می‌شود؛ در اینجا فقط «عدد 40 یا 30» کافی نیست و باید HTHS را هم دید.
  • گردوغبار و بار سنگین: احتمال رقیق‌شدن با سوخت یا افزایش دوده/آلودگی بالاتر می‌رود؛ روغن باید هم ویسکوزیته مناسب داشته باشد، هم پایداری در برابر تغییرات.
  • هیدرولیک و گیربکس صنعتی: انتخاب ISO VG درست، شرط لازم است؛ اما مقاومت به اکسیداسیون، پایداری برشی (در HVLP) و کنترل کف هم تعیین‌کننده می‌شوند.

برای اینکه انتخاب ویسکوزیته از حالت حدسی خارج شود، بهتر است دیتاشیت را کنار شرایط واقعی کار بگذارید: دمای محیط و دمای کاری، نوع بار (پیوسته یا شوکی)، سرعت، و وضعیت نگهداری (فیلتر، خنک‌کاری، نشتی). در بسیاری از استعلام‌های اتوسرویس و ناوگان، ابتدا راهنمای روغن موتور مبنای دسته‌بندی نیاز را روشن می‌کند و بعد دیتاشیت‌ها قابل قیاس می‌شوند.

۳) شاخص گرانروی (VI): عدد خوب است، اما «چرایی» آن مهم‌تر است

VI یا شاخص گرانروی نشان می‌دهد ویسکوزیته روغن با تغییر دما چقدر تغییر می‌کند. VI بالاتر معمولاً یعنی روغن در سرما کمتر غلیظ می‌شود و در گرما کمتر رقیق می‌شود. این ویژگی در ظاهر جذاب است و گاهی به‌عنوان ابزار بازاری هم استفاده می‌شود؛ اما در تصمیم فنی باید پرسید: VI بالا با چه سازوکاری حاصل شده است؟ بخشی از VI ناشی از کیفیت روغن پایه است و بخشی ناشی از افزودنی‌های بهبوددهنده گرانروی (VII) که ممکن است تحت برش (Shear) تخریب شوند.

ارزش تصمیم‌سازی VI چه زمانی بالا می‌شود؟

  • کارکرد در دامنه دمایی وسیع (صبح سرد، ظهر داغ) یا مسیرهای بین‌شهری/کوهستانی
  • سیستم‌های هیدرولیک با نیاز به HVLP (پایداری ویسکوزیته با دما برای کنترل دقیق)
  • تجهیزاتی که در استارت سرد آسیب‌پذیرند (پمپ‌ها، یاتاقان‌ها، توربو)

جایی که VI می‌تواند «گمراه‌کننده» باشد

اگر VI خیلی بالا باشد اما روغن پایداری برشی ضعیفی داشته باشد، ممکن است بعد از چند هزار کیلومتر/چند صد ساعت، ویسکوزیته عملی افت کند و حفاظت کاهش یابد. به همین دلیل، VI را باید کنار داده‌های مرتبط با پایداری (مثل HTHS و برخی آزمون‌های برشی/عملکردی در استاندارد) تفسیر کرد؛ نه به‌عنوان یک عدد مستقل برای «بهتر بودن».

۴) HTHS: پارامتر تصمیم‌سازِ دمای بالا که خیلی‌ها نادیده می‌گیرند

HTHS (High Temperature High Shear) ویسکوزیته روغن را در دمای بالا و تحت برش زیاد شبیه‌سازی می‌کند؛ جایی که فیلم روغن در یاتاقان‌ها، بین رینگ و سیلندر و نقاط داغ توربو واقعاً تحت فشار است. بسیاری از اختلاف‌های «روی کاغذ مشابه» در عمل، از همین‌جا می‌آیند: دو روغن SAE یکسان می‌توانند HTHS متفاوت داشته باشند و در نتیجه در دمای بالا، ضخامت فیلم و محافظت متفاوتی ایجاد کنند.

چرا HTHS در ایران حیاتی‌تر می‌شود؟

  • ترافیک شهری طولانی و افزایش دمای روغن، به‌خصوص در تابستان شهرهای گرم
  • بارگذاری سنگین ناوگان (کامیون، مینی‌بوس، نیسان) و شیب‌روی
  • موتورهای توربو که به فیلم پایدار در دمای بالا حساس‌اند

از تجربه نت و تعمیرگاه‌ها، یک الگوی تکرارشونده دیده می‌شود: «روغن با گرید درست» انتخاب شده، اما در کار سنگین، افت فشار روغن یا صدای یاتاقان زودتر از انتظار بروز کرده است. در بسیاری از این کیس‌ها، بررسی دقیق‌تر دیتاشیت نشان می‌دهد HTHS در حد مرزی بوده یا محصول برای سیکل کاری سبک‌تر طراحی شده است.

برای ناوگان‌هایی که دنبال کنترل هزینه و فواصل سرویس هستند، تحلیل HTHS کنار استاندارد موتور اهمیت ویژه دارد و بهتر است قبل از خرید عمده، یک مقایسه دیتاشیتی انجام شود. در چنین سناریوهایی، اگر تامین در شهرهای بزرگ مدنظر است، تامین روغن موتور در شهر تهران می‌تواند مسیر تامین و مشاوره را سریع‌تر و ساختاریافته‌تر کند.

۵) NOACK و فرّاریت: وقتی مصرف روغن، دود و رسوب به‌هم گره می‌خورند

NOACK (تبخیرپذیری) درصد تبخیر روغن را در شرایط آزمون استاندارد نشان می‌دهد. فرّاریت بالا می‌تواند به مصرف روغن، افزایش بخارات در سیستم PCV، و در برخی موتورهای حساس، تشدید رسوب روی سوپاپ/رینگ و حتی کاتالیست منجر شود. این پارامتر برای همه کاربردها یکسان مهم نیست، اما در موتورهای داغ‌کار، توربو، یا خودروهایی که سابقه «کم‌کردن روغن» دارند، کاملاً تصمیم‌ساز می‌شود.

ارزش تصمیم‌سازی NOACK در عمل

  • کاهش مصرف روغن: به‌ویژه در موتورهای کارکرده یا موتورهایی که در ترافیک/گرما کار می‌کنند.
  • کنترل رسوب: تبخیر بالاتر یعنی سهم بیشتری از اجزای سبک از دست می‌رود و تعادل فرمول تغییر می‌کند؛ به‌خصوص اگر سیکل تعویض طولانی باشد.
  • کمک به پایداری عملکرد: وقتی هدف، سرویس‌های طولانی‌تر یا کارکرد سنگین است، فرّاریت پایین‌تر معمولاً ریسک را کم می‌کند.

نکته مهم این است که NOACK به‌تنهایی کافی نیست؛ ممکن است یک روغن فرّاریت خوبی داشته باشد اما کنترل دوده/اکسیداسیون ضعیف‌تری ارائه دهد. بنابراین NOACK باید کنار استاندارد عملکردی (API/ACEA) و تجربه میدانی/آنالیز روغن تفسیر شود.

۶) TBN و TAN: ابزارهای کنترل ریسک در سوخت، دوده و اکسیداسیون

TBN (عدد بازی کل) توانایی روغن برای خنثی‌سازی اسیدها را نشان می‌دهد؛ TAN (عدد اسیدی کل) میزان اسیدی‌شدن روغن را در طول کارکرد بازتاب می‌دهد. در موتورهای دیزلی و ناوگان‌ها، TBN معمولاً اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، چون اسیدها از احتراق و محصولات جانبی (و گاهی کیفیت سوخت) می‌آیند. در روغن‌های صنعتی، TAN در پایش اکسیداسیون و پایان عمر روغن نقش کلیدی دارد.

ارزش تصمیم‌سازی TBN/TAN در دو سناریو

  • ناوگان دیزلی و سرویس طولانی‌تر: TBN مناسب به کاهش ریسک خوردگی و افزایش حاشیه ایمنی کمک می‌کند، به شرطی که با استاندارد موتور و سطح خاکستر سازگار باشد.
  • صنعت (توربین/هیدرولیک/کمپرسور): رشد TAN می‌تواند هشدار زودهنگام اکسیداسیون و تشکیل وارنیش/لاک باشد و در برنامه‌ریزی تعویض/فیلتراسیون نقش دارد.

دام رایج: «هرچه TBN بالاتر بهتر»

TBN بالا همیشه معادل بهترین انتخاب نیست. در برخی موتورهای مدرن با سامانه‌های پس‌پالایش و نیاز به Low SAPS، تعادل افزودنی‌ها مهم است و روغن باید دقیقاً طبق استاندارد توصیه‌شده انتخاب شود. به بیان ساده: TBN را به‌عنوان «ابزار مدیریت ریسک» ببینید، نه شاخص برتری مطلق.

برای واحدهای PM و صنایع، اگر تصمیم‌گیری با نگاه پایش وضعیت انجام می‌شود، اتصال دیتاشیت به برنامه پایش و نمونه‌گیری معنا پیدا می‌کند. در چنین مواردی، مرور منابع روغن صنعتی کمک می‌کند زبان مشترکی بین خرید، نت و تامین شکل بگیرد.

۷) آزمون‌های مرجع و داده‌های «تزئینی»: جدول را وزن‌دهی کنید

هر دیتاشیت ترکیبی از داده‌های «اندازه‌گیری‌شده با روش آزمون استاندارد» و داده‌های «توصیفی/بازاری» است. تصمیم حرفه‌ای یعنی وزن‌دهی: کدام داده‌ها مستقیم به ریسک خرابی و هزینه چرخه عمر مربوط‌اند و کدام‌ها بیشتر به معرفی محصول کمک می‌کنند. در جدول زیر یک نقشه راه عملی می‌بینید.

آیتم دیتاشیت چه چیزی را می‌گوید؟ ارزش تصمیم‌سازی کِی حیاتی می‌شود؟
گرید SAE / ISO VG سطح ویسکوزیته در دماهای مرجع خیلی بالا (شرط لازم) همه کاربردها؛ شروع انتخاب
استاندارد API/ACEA/ISO/AGMA حداقل‌های عملکردی و آزمون‌های مرجع خیلی بالا (شرط کافی نزدیک) موتورهای مدرن، صنایع حساس، قراردادهای B2B
HTHS ویسکوزیته در دمای بالا و برش زیاد بالا توربو، بار سنگین، ترافیک، دمای بالا
NOACK فرّاریت و تبخیرپذیری متوسط تا بالا مصرف روغن، رسوب، کارکرد داغ
VI حساسیت ویسکوزیته به دما متوسط (وابسته به کاربرد) دامنه دمایی وسیع، HVLP، استارت سرد
TBN / TAN قلیاییت/اسیدی‌شدن و عمر شیمیایی بالا (برای مدیریت سرویس و ریسک) ناوگان دیزلی، سرویس طولانی، پایش وضعیت صنعتی
رنگ، بو، «فناوری نانو»، عبارات کلی توصیف ظاهری یا ادعاهای غیرآزمون‌محور پایین (تزئینی/بازاری) تقریباً هیچ‌وقت معیار اصلی نیست

چالش‌های رایج خواندن دیتاشیت و راه‌حل‌ها

  • چالش: مقایسه روغن‌های با کلاس کاربردی متفاوت فقط با چند عدد (مثل KV100). راه‌حل: ابتدا استاندارد و کاربرد را هم‌تراز کنید، سپس مقایسه عددی انجام دهید.
  • چالش: اتکا به یک شاخص محبوب (VI یا TBN) و نادیده‌گرفتن سایر ریسک‌ها. راه‌حل: «سبد پارامترها» بسازید: گرید + استاندارد + HTHS/NOACK + شاخص‌های عمر.
  • چالش: نبود برخی داده‌ها در دیتاشیت. راه‌حل: از تامین‌کننده روش آزمون (ASTM/DIN/ISO) و بازه‌های معمول همان کلاس استاندارد را مطالبه کنید یا نمونه‌گیری/پایش را در برنامه بیاورید.

جمع‌بندی: دیتاشیت را به «تصمیم قابل دفاع» تبدیل کنید

دیتاشیت زمانی ارزش واقعی دارد که آن را مثل یک «داشبورد ریسک» بخوانید، نه یک بروشور. برای انتخاب مهندسی، ابتدا کلاس کاربردی و استانداردها را قفل کنید؛ سپس ویسکوزیته (SAE/ISO VG) را به‌عنوان ستون فقرات انتخاب در نظر بگیرید. بعد سراغ پارامترهای تصمیم‌سازِ شرایط سخت بروید: HTHS برای حفاظت دمای بالا و برش، NOACK برای کنترل مصرف و رسوب، و TBN/TAN برای مدیریت عمر شیمیایی و برنامه سرویس. VI را هم در زمینه دامنه دمایی و پایداری در کارکرد تفسیر کنید، نه صرفاً به‌عنوان عدد «هرچه بالاتر بهتر». در نهایت، داده‌های کم‌اثر یا بازاری را از معیارهای اصلی جدا کنید تا انتخاب شما در برابر عملکرد واقعی، قابل دفاع و قابل پیگیری باشد.

پرسش‌های متداول

آیا می‌توان فقط با ویسکوزیته 40 یا 30 روغن مناسب را انتخاب کرد؟

خیر. گرید SAE شرط لازم است اما کافی نیست. دو روغن 5W-40 ممکن است در HTHS، NOACK و پایداری افزودنی تفاوت معنادار داشته باشند. اگر کارکرد شما در ترافیک، گرمای بالا یا بار سنگین است، HTHS و استاندارد API/ACEA می‌تواند نتیجه عملی را بیشتر از عدد «40» تعیین کند.

VI بالاتر همیشه بهتر است؟

نه الزاماً. VI بالا به معنی تغییر کمتر ویسکوزیته با دماست، اما باید دید از چه راهی به‌دست آمده است. اگر VI بالا با افزودنی‌های بهبوددهنده گرانروی و پایداری برشی ضعیف همراه باشد، ممکن است در کارکرد واقعی ویسکوزیته افت کند. VI را کنار الزامات استاندارد و شرایط کاری تفسیر کنید.

HTHS را برای چه خودروها یا ناوگان‌هایی جدی‌تر بگیریم؟

برای موتورهای توربو، ناوگان‌های باری و مسافری با بارگذاری سنگین، خودروهای درگیر ترافیک طولانی، و هر سناریویی که دمای روغن بالا می‌رود. HTHS تصویری واقعی‌تر از رفتار روغن در یاتاقان‌ها و نقاط داغ می‌دهد و می‌تواند در کاهش سایش و افت فشار نقش تعیین‌کننده داشته باشد.

NOACK پایین چه کمکی می‌کند؟

فرّاریت پایین‌تر معمولاً به کاهش مصرف روغن، کاهش بخارات روغن در سیستم تهویه کارتر، و کاهش ریسک رسوب در شرایط داغ کمک می‌کند. البته NOACK به‌تنهایی معیار نهایی نیست؛ باید همراه با استاندارد عملکردی و سایر شاخص‌ها دیده شود، چون کنترل رسوب و اکسیداسیون فقط به تبخیرپذیری وابسته نیست.

تفاوت کاربردی TBN و TAN چیست و کدام مهم‌تر است؟

TBN بیشتر درباره ظرفیت خنثی‌سازی اسیدهاست و در موتورهای دیزلی و سرویس‌های طولانی اهمیت بیشتری دارد. TAN بیشتر روند اسیدی‌شدن را نشان می‌دهد و در پایش عمر روغن، به‌ویژه در کاربردهای صنعتی، کلیدی است. «مهم‌تر بودن» به کاربرد بستگی دارد: ناوگان دیزلی معمولاً به TBN حساس‌تر است؛ صنعت به روند TAN.

اگر دیتاشیت برخی اعداد مثل HTHS یا NOACK را نداشت چه کنیم؟

اول از تامین‌کننده روش آزمون و دلیل نبود داده را بپرسید؛ گاهی دیتاشیت خلاصه شده است. دوم، به استانداردهای ادعاشده تکیه کنید و مطمئن شوید کلاس عملکردی درست انتخاب شده است. در پروژه‌های حساس (ناوگان یا صنعت)، راه‌حل مطمئن‌تر این است که پایش وضعیت/آنالیز دوره‌ای را وارد برنامه کنید تا تصمیم فقط به یک جدول محدود نماند.

امیررضا فرهمند

امیررضا فرهمند نویسنده‌ای دقیق و آینده‌نگر است که فناوری‌های نوین روانکار، استانداردهای جهانی و عملکرد برندها را با نگاهی تحلیلی و قابل‌فهم بررسی می‌کند. او تلاش می‌کند پیچیدگی‌های فنی را به دانشی روشن و قابل‌اعتماد برای صنایع نفت و گاز، نیروگاه‌ها، خودروسازی و واحدهای مهندسی تبدیل کند. محتوای او همیشه ترکیبی از داده‌محوری، بینش صنعتی و دقت حرفه‌ای است.
امیررضا فرهمند نویسنده‌ای دقیق و آینده‌نگر است که فناوری‌های نوین روانکار، استانداردهای جهانی و عملکرد برندها را با نگاهی تحلیلی و قابل‌فهم بررسی می‌کند. او تلاش می‌کند پیچیدگی‌های فنی را به دانشی روشن و قابل‌اعتماد برای صنایع نفت و گاز، نیروگاه‌ها، خودروسازی و واحدهای مهندسی تبدیل کند. محتوای او همیشه ترکیبی از داده‌محوری، بینش صنعتی و دقت حرفه‌ای است.

بدون نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × 2 =