مدیریت روانکار در ناوگان دریایی؛ از انبار بندر تا مصرف روی کشتی

مدیریت روانکار در ناوگان دریایی، برخلاف تصور رایج، صرفاً «تأمین روغن» نیست؛ یک زنجیره عملیاتی پیوسته است که از اسکله و انبار بندر شروع می‌شود و تا تانک سرویس، موتور اصلی، ژنراتورها، هیدرولیک‌های عرشه و گیربکس‌ها ادامه دارد. در ناوگان چندکشتی، پیچیدگی دو برابر می‌شود: هم‌زمانی پهلوگیری‌ها، محدودیت‌های انبار بندری، ریسک آلودگی در انتقال، تفاوت مصرف بین شناورها، و فشار عملیات مستمر در دریا. اگر این زنجیره با نگاه پروژه‌محور و داده‌محور مدیریت نشود، نتیجه معمولاً به شکل‌های آشنا ظاهر می‌شود: مخلوط‌شدن گریدها، ورود آب و نمک، خطا در تحویل، نوسان کیفیت، افزایش مصرف، و در نهایت خرابی‌های زودرس و توقف‌های پرهزینه. این مقاله، مدیریت روانکار در ناوگان دریایی را از «انبار بندر تا مصرف روی کشتی» مرحله‌به‌مرحله تحلیل می‌کند و نشان می‌دهد چگونه یک سیستم ساده اما منضبط می‌تواند ریسک خرابی را کم کند و هزینه چرخه عمر تجهیز (LCC) را کنترل‌پذیرتر سازد.

در مقیاس عملیاتی ناوگان، طراحی زنجیره تأمین و برنامه‌ریزی موجودی از بندر شروع می‌شود

در ناوگان چندکشتی، خرید روانکار اگر بدون «مدل مصرف» انجام شود، به دو خطای کلاسیک ختم می‌شود: یا کمبود در زمان پهلوگیری و تأخیر عملیات، یا انبارش مازاد و خواب سرمایه. نقطه شروع، تعریف یک ماتریس روانکار است: برای هر کشتی و هر تجهیز، نوع روانکار، گرید/استاندارد، حجم تانک، نرخ مصرف، و دوره سرویس ثبت می‌شود. سپس بر اساس مسیرها (کوتاه‌مدت ساحلی، بین‌المللی، صیادی، خدماتی)، کیفیت سوخت و شرایط محیطی (رطوبت، دمای آب، نمک)، «سناریوی مصرف» ساخته می‌شود.

در عمل، ناوگان‌هایی که برنامه‌ریزی را به «حدس تجربی» محدود می‌کنند، در مواجهه با تغییر برنامه حرکت یا خرابی غیرمنتظره، مجبور به خرید اضطراری از بازار بندر می‌شوند؛ خریدی که معمولاً هم گران‌تر است و هم از نظر اصالت/یکنواختی ریسک دارد. برای کاهش این ریسک، تعریف حداقل موجودی ایمن (Safety Stock) برای اقلام حیاتی (مثل روغن موتور دیزل دریایی و روغن‌های هیدرولیک عرشه) ضروری است. همچنین باید مشخص شود کدام اقلام در بندر نگه‌داری می‌شوند و کدام اقلام در خود کشتی به‌عنوان ذخیره عملیاتی قرار می‌گیرند.

  • کالای حیاتی: اقلامی که نبودشان توقف ایجاد می‌کند (روغن موتور/هیدرولیک/گیربکس).
  • کالای پرریسک: اقلامی که احتمال آلودگی/اختلاط در آن‌ها بالاست (روغن‌های با گرید نزدیک).
  • کالای پرمصرف: اقلامی که باید ردیابی بچ و گردش موجودی دقیق داشته باشند.

توصیه مدیریتی کوتاه: یک «کارت محصول ناوگان» برای هر روانکار تعریف کنید (گرید، استاندارد، تجهیزات مصرف‌کننده، حجم مصرف ماهانه، بچ/لات) و خرید را فقط بر اساس همین کارت انجام دهید.

در مقیاس عملیاتی ناوگان، دریافت در بندر باید به فرآیند کنترل کیفیت و ردیابی تبدیل شود

دریافت روانکار در بندر، اگر صرفاً تحویل فیزیکی باشد، نقطه ورود خطا به کل سیستم است. اولین لایه کنترل، «صحت‌سنجی اسناد» است: تطابق نام محصول، گرید، استاندارد، تاریخ تولید، و شماره بچ با سفارش. لایه دوم، کنترل ظاهری بسته‌بندی (پلمب، نشتی، ضربه، تغییر رنگ) و شرایط حمل است. در پروژه‌های دریایی، به‌خصوص در بنادر پرتردد، ریسک جابه‌جایی کالای مشابه یا اشتباه در انبارداری بالاتر است؛ بنابراین برچسب‌گذاری داخلی (کدگذاری) باید مستقل از برچسب کارخانه عمل کند.

برای اقلام حساس، نمونه‌برداری اولیه می‌تواند نقش «بیمه فنی» داشته باشد؛ نه لزوماً آزمایش کامل، بلکه حداقل یک نمونه مرجع در ظروف تمیز و دربسته برای مقایسه در صورت بروز ادعا/مشکل. در تجربه عملیاتی برخی واحدهای نت دریایی، بسیاری از اختلافات کیفیت، زمانی قابل پیگیری شده که نمونه مرجع از بچ دریافت وجود داشته است.

اگر روانکارهای متنوعی در ناوگان دارید، دسته‌بندی را از ابتدا به دو خانواده کلیدی تقسیم کنید: روغن موتور برای ماشین‌آلات احتراقی و روغن صنعتی برای هیدرولیک، گیربکس، کمپرسور و سامانه‌های عرشه. این تفکیک ساده، در بندر به کاهش خطای تحویل و انبارش کمک می‌کند و در کشتی نیز مسیر مصرف را شفاف‌تر می‌سازد.

مرحله دریافت ریسک رایج کنترل پیشنهادی
تطابق اسناد اختلاط گرید/استاندارد چک‌لیست تطابق + کدگذاری داخلی
بازرسی بسته‌بندی نشتی، ضربه، ورود رطوبت قرنطینه اقلام مشکوک + ثبت عکس و سریال
نمونه مرجع عدم امکان پیگیری اختلاف کیفیت نگهداری نمونه مرجع با برچسب بچ و تاریخ

توصیه مدیریتی کوتاه: دریافت بندری را «بدون کدگذاری داخلی و ثبت بچ» تحویل نگیرید؛ همین دو اقدام، بخش بزرگی از خطاهای ناوگان را حذف می‌کند.

در مقیاس عملیاتی ناوگان، انبارش بندری باید همزمان ضد‌آلودگی و ضد‌اختلاط طراحی شود

انبار بندری روانکار در محیط ساحلی با دو دشمن ثابت روبه‌رو است: رطوبت/نمک و گردوغبار. اگر این دو عامل کنترل نشوند، حتی بهترین روانکار هم قبل از رسیدن به کشتی، بخشی از کیفیت عملیاتی خود را از دست می‌دهد. علاوه بر آن، در انبارهای پرتردد، خطر بزرگ‌تر «اختلاط مدیریتی» است: بشکه‌های هم‌شکل با گریدهای نزدیک که کنار هم قرار گرفته‌اند و با یک خطای ساده در برداشت، وارد مسیر اشتباه می‌شوند.

الگوی پیشنهادی در محیط بندری، انبارش بر اساس «منطقه‌بندی» است: یک منطقه برای روغن‌های موتور، یک منطقه برای روغن‌های صنعتی، و در هر منطقه تفکیک بر اساس گرید/کاربرد. نکته مهم دیگر، مدیریت ظروف بازشده است. بشکه یا مخزن نیمه‌مصرف‌شده، به‌مراتب بیشتر از ظرف پلمب‌شده در معرض ورود رطوبت و ذرات قرار دارد؛ بنابراین باید سیاست مشخصی برای «زمان مصرف پس از بازشدن» و همچنین تجهیزات درب‌بندی مجدد وجود داشته باشد.

  • چیدمان پالت و فاصله از کف برای کاهش تماس با رطوبت.
  • سایه‌بان/فضای سرپوشیده برای جلوگیری از نوسان دما و میعان.
  • برچسب رنگی برای گریدها (سیستم ساده اما سخت‌گیرانه).
  • قانون «اول وارد، اول خارج» (FIFO) برای جلوگیری از خواب محصول.

توصیه مدیریتی کوتاه: در انبار بندری، «ظروف بازشده» را به‌عنوان یک کلاس ریسک مستقل مدیریت کنید: محل جدا، تاریخ بازشدن، و اولویت مصرف سریع.

در مقیاس عملیاتی ناوگان، انتقال از انبار به کشتی نقطه بحرانی کنترل آلودگی است

انتقال روانکار از انبار بندر به کشتی (با پمپ، شیلنگ، IBC یا بشکه) معمولاً بیشترین سهم را در ورود آلودگی دارد؛ چون هم در معرض محیط باز انجام می‌شود و هم تجهیزات انتقال ممکن است مشترک و چندمنظوره باشند. بزرگ‌ترین خطا، استفاده از شیلنگ یا قیف مشترک برای چند گرید است. خطای دوم، باز ماندن سر شیلنگ و ورود گردوغبار و نمک به داخل مسیر انتقال است.

استانداردسازی انتقال یعنی تعریف «کیت انتقال اختصاصی» برای هر خانواده روانکار: شیلنگ، کانکتور، قیف، فیلتر در مسیر (در صورت نیاز) و درپوش‌های محافظ. در ناوگان‌هایی که تعداد کشتی‌ها زیاد است، هزینه این کیت‌ها در برابر هزینه یک خرابی یاتاقان یا گیرپاژ پمپ هیدرولیک ناچیز است. علاوه بر تجهیزات، باید روش کار هم استاندارد شود: پاک‌کردن اتصال‌ها قبل از کوپل، جلوگیری از مکش هوا، و جلوگیری از رها شدن ظرف باز در کنار اسکله.

چالش عملیاتی رایج در بنادر ایران، انتقال سریع در بازه کوتاه پهلوگیری است. راه‌حل، «پیش‌پکیج‌کردن» محموله بر اساس برنامه سرویس کشتی است؛ یعنی به‌جای ارسال چند قلم پراکنده، یک بسته مشخص برای هر شناور و هر توقف آماده شود تا زمان اتصال و احتمال خطا کاهش یابد.

  1. تجهیزات انتقال اختصاصی و برچسب‌خورده
  2. بازرسی چشمی شیلنگ/اتصالات قبل از هر انتقال
  3. بستن درپوش‌ها بلافاصله بعد از اتمام کار
  4. ثبت مقدار تحویل‌شده و مقصد (تانک/تجهیز)

توصیه مدیریتی کوتاه: اگر فقط یک نقطه برای سرمایه‌گذاری در کنترل آلودگی دارید، آن نقطه «انتقال اسکله‌ای» است؛ کیت اختصاصی و درپوش‌گذاری، اثر سریع و مستقیم دارد.

در مقیاس عملیاتی ناوگان، تحویل به کشتی باید با ردیابی، مسئولیت‌پذیری و تحویل‌گیرنده مشخص انجام شود

تحویل روانکار به کشتی، یک فعالیت لجستیکی ساده نیست؛ یک «تحویل فنی» است. چون از این لحظه به بعد، کنترل کیفیت و سرنوشت روانکار به تیم کشتی منتقل می‌شود. بنابراین باید شخص یا نقش مشخصی به‌عنوان تحویل‌گیرنده فنی تعریف شود (مثلاً مسئول موتورخانه یا افسر فنی) و تحویل صرفاً با امضا و ثبت داده انجام گردد.

در تحویل صحیح، سه داده باید همیشه ثبت شوند: بچ/لات، مقدار، و مقصد مصرف (کدام تانک/کدام تجهیز). این داده‌ها در آینده، هنگام تحلیل خرابی یا اختلاف عملکرد بین کشتی‌ها، حیاتی می‌شوند. بسیاری از ناوگان‌ها در تحلیل‌های خود به بن‌بست می‌خورند چون نمی‌دانند روغن یک تجهیز دقیقاً از کدام بچ بوده و چه زمانی وارد سیستم شده است.

در شرایطی که ناوگان بین چند بندر جابه‌جا می‌شود، داشتن یک الگوی تأمین ثابت کمک می‌کند کیفیت و یکپارچگی بهتر حفظ شود. برای نمونه، اگر بخشی از خریدهای اضطراری مربوط به پهلوگیری در جنوب کشور باشد، برنامه‌ریزی تأمین و هماهنگی می‌تواند از مسیرهای خدمات شهری هم پشتیبانی شود؛ مانند تامین روغن موتور در شهر بندرعباس که از منظر لجستیک و دسترسی در بندر، نقطه اتکای اطلاعاتی برای تصمیم‌های میدانی است.

  • صورت‌جلسه تحویل: نام محصول، گرید/استاندارد، بچ، مقدار، تاریخ
  • تعیین مقصد: تانک ذخیره، تانک سرویس یا تجهیز مشخص
  • قانون عدم اختلاط: هرگونه جابه‌جایی باید با تأیید فنی باشد

توصیه مدیریتی کوتاه: تحویل را «به تجهیز» تعریف کنید نه «به کشتی»؛ یعنی مقصد باید مشخص باشد تا ردیابی و مسئولیت‌پذیری واقعی شکل بگیرد.

در مقیاس عملیاتی ناوگان، مصرف روی کشتی باید با انضباط سرویس و پایش وضعیت روغن کنترل شود

پس از تحویل، چالش اصلی روی کشتی شروع می‌شود: عملیات پیوسته، نوسان بار، شوک‌لودهای لحظه‌ای، و ورود رطوبت از مسیرهای مختلف. در موتورخانه، رفتار روانکار تابع سه عامل است: کیفیت اولیه، میزان آلودگی واردشده در طول مصرف، و کیفیت نگهداری (فیلتر، تهویه کارتر، کنترل دما). بنابراین مدیریت مصرف یعنی تعریف مرزهای روشن برای «چه زمانی تعویض کنیم» و «چه زمانی فقط اصلاح وضعیت انجام دهیم».

برای ناوگان دریایی، پایش وضعیت روغن (آنالیز دوره‌ای یا حداقل چک‌های میدانی) ارزش ویژه‌ای دارد، چون توقف در دریا هزینه و ریسک ایمنی دارد. شاخص‌هایی مانند نشانه‌های ورود آب، افزایش ذرات، تغییرات غیرعادی ویسکوزیته، و روند مصرف می‌تواند قبل از خرابی هشدار دهد. نکته مهم، تصمیم‌گیری با روند است نه یک عدد منفرد؛ یعنی باید نمونه‌برداری همواره در شرایط مشابه و با ثبت ساعت کارکرد انجام شود.

در تجهیزات جانبی مانند هیدرولیک عرشه، وینچ‌ها و سیستم‌های فرمان، کنترل نشتی و جلوگیری از ورود آب شور اهمیت دوچندان دارد. معمولاً یک خرابی کوچک در آب‌بندی، به‌سرعت به امولسیون و افت عملکرد هیدرولیک تبدیل می‌شود و اگر مدیریت نشود، کل سیستم را درگیر می‌کند.

در تجربه برخی تیم‌های فنی، بیشترین صرفه‌جویی واقعی از «کاهش تعویض‌های واکنشی» به «سرویس‌های برنامه‌ریزی‌شده بر اساس پایش» حاصل شده؛ چون هم مصرف بی‌برنامه کم می‌شود و هم خرابی‌های ثانویه کاهش می‌یابد.

توصیه مدیریتی کوتاه: برای هر تجهیز کلیدی، یک «پنجره تصمیم» تعریف کنید: حداقل داده لازم برای ادامه کار، اصلاح وضعیت یا تعویض؛ تا تصمیم‌ها از سلیقه به روال تبدیل شوند.

در مقیاس عملیاتی ناوگان، اثر مدیریت روانکار بر LCC با کاهش خرابی و توقف قابل اندازه‌گیری است

هزینه روانکار در ناوگان دریایی فقط قیمت خرید نیست؛ بخشی از هزینه چرخه عمر (LCC) است که با توقف، قطعه، نیروی انسانی و ریسک عملیاتی جمع می‌شود. مدیریت صحیح روانکار، از دو مسیر اصلی LCC را بهبود می‌دهد: کاهش احتمال خرابی و افزایش قابلیت پیش‌بینی. وقتی بچ‌ها ردیابی می‌شوند، آلودگی کنترل می‌شود و سرویس منضبط است، خرابی‌ها از «حادثه» به «رویداد قابل مدیریت» تبدیل می‌شوند.

برای پروژه‌محور کردن این موضوع، بهتر است KPIهای ساده اما کاربردی تعریف شوند. این KPIها لزوماً پیچیده نیستند؛ مهم این است که مستمر ثبت شوند و بین کشتی‌ها قابل مقایسه باشند. نمونه KPIهای قابل اجرا:

  • نرخ مصرف روغن به ازای ساعت کارکرد برای موتور/ژنراتور
  • تعداد رخدادهای آلودگی (آب/ذرات) در هر فصل
  • تعداد خرید اضطراری بندری در ماه
  • سهم تعویض برنامه‌ریزی‌شده نسبت به تعویض واکنشی

در ناوگان‌هایی که در چند نقطه کشور سرویس می‌شوند، به‌خصوص وقتی بخشی از عملیات در مراکز داخلی انجام می‌شود (تعمیرات، بازسازی یا تأمین جانبی)، هماهنگی با شبکه تأمین در شهرهای اصلی هم ارزش دارد؛ مثلاً پخش روغن صنعتی در شهر تهران می‌تواند از منظر دسترسی و مدیریت تأمین اقلام صنعتی مکمل ناوگان، به استانداردسازی سفارش‌ها کمک کند.

توصیه مدیریتی کوتاه: LCC را با ۳ تا ۵ شاخص ساده قابل پیگیری کنید؛ هر شاخصی که ثبت نشود، در تصمیم‌گیری هم اثر واقعی نخواهد داشت.

در مقیاس عملیاتی ناوگان، چالش‌های رایج و راه‌حل‌های اجرایی باید به «روال» تبدیل شوند

چالش‌های مدیریت روانکار در دریا معمولاً تکرارشونده‌اند و اگر به روال تبدیل نشوند، هر بار با هزینه جدید برمی‌گردند. مهم‌ترین چالش‌ها عبارت‌اند از: اختلاط گریدها در شرایط عجله، ورود آب و امولسیون در محیط شور، نبود ردیابی بچ در تحویل‌های متعدد، و نبود زبان مشترک بین بندر و کشتی (فرم‌ها و چک‌لیست‌ها).

راه‌حل اجرایی، ساختن یک «سیستم حداقلی اما سخت‌گیرانه» است. سیستم حداقلی یعنی تعداد فرم‌ها و گام‌ها کم باشد تا در عملیات واقعی اجرا شود؛ سخت‌گیرانه یعنی هیچ استثنایی برای اصول کلیدی (ردیابی، عدم اختلاط، کنترل آلودگی) پذیرفته نشود.

چالش پیامد راه‌حل اجرایی
اختلاط گریدها افت عملکرد، سختی عیب‌یابی کد رنگ + کیت انتقال اختصاصی + مقصد مشخص
ورود آب/نمک امولسیون، خوردگی، کاویتاسیون درپوش‌گذاری، کنترل آب‌بندی، نمونه‌گیری روندی
تحویل بدون ردیابی عدم امکان تحلیل خرابی و ادعا ثبت بچ/لات + صورت‌جلسه تحویل + نمونه مرجع

توصیه مدیریتی کوتاه: هر چالش تکرارشونده را به یک «روال یک‌صفحه‌ای» تبدیل کنید (چک‌لیست + مسئول + داده ثبت‌شونده) و اجرای آن را در شیفت‌ها ممیزی کنید.

پرسش‌های متداول

در ناوگان چندکشتی، اولین اقدام کم‌هزینه برای کاهش خطا در روانکار چیست؟

اولین اقدام، ایجاد ردیابی بچ/لات و کدگذاری داخلی در لحظه دریافت بندری است. بسیاری از خطاها (اختلاط، تحویل اشتباه، و ناتوانی در تحلیل اختلاف عملکرد) از نبود همین داده ساده شروع می‌شود. با یک برچسب داخلی و ثبت مقصد تحویل، زنجیره از همان ابتدا قابل پیگیری می‌شود و مسئولیت‌پذیری شکل می‌گیرد.

چرا انتقال اسکله‌ای بیشترین سهم را در آلودگی دارد؟

چون انتقال معمولاً در فضای باز و در زمان محدود انجام می‌شود و تجهیزات انتقال (شیلنگ، قیف، کانکتور) ممکن است برای چند گرید مشترک استفاده شوند. همین اشتراک، هم ریسک ورود ذرات و رطوبت را بالا می‌برد و هم احتمال اختلاط را افزایش می‌دهد. کیت انتقال اختصاصی و درپوش‌گذاری، راه‌حل عملی و سریع است.

نمونه مرجع در دریافت بندر چه کمکی می‌کند؟

نمونه مرجع، یک ابزار کم‌هزینه برای پیگیری اختلاف کیفیت یا رخدادهای غیرعادی بعدی است. اگر در موتورخانه نشانه‌ای از آلودگی یا افت عملکرد دیده شود، مقایسه با نمونه مرجع همان بچ کمک می‌کند منشأ مسئله مشخص شود: آیا مشکل از محصول بوده یا از انبارش/انتقال/مصرف. این کار از تصمیم‌های عجولانه و هزینه‌های بی‌هدف جلوگیری می‌کند.

برای جلوگیری از اختلاط گریدها در کشتی چه روشی موثرتر است؟

موثرترین روش، ترکیب سه لایه کنترل است: تفکیک فیزیکی در انبار کشتی، کد رنگ برای گریدها، و اختصاصی‌کردن تجهیزات انتقال (قیف/شیلنگ). اگر فقط یکی از این لایه‌ها اجرا شود، در شرایط فشار عملیات احتمال خطا باقی می‌ماند. ثبت مقصد مصرف در فرم تحویل نیز لایه تکمیلی بسیار مهم است.

آیا می‌توان فواصل تعویض روغن را در ناوگان دریایی افزایش داد؟

افزایش فاصله تعویض بدون پایش وضعیت، معمولاً ریسک‌زا است؛ اما اگر کنترل آلودگی، فیلترها، شرایط کارکرد و روند آنالیز یا چک‌های میدانی برقرار باشد، می‌توان تصمیم‌های دقیق‌تری گرفت. اصل کلیدی این است که تصمیم بر اساس «روند» و شرایط واقعی تجهیز باشد، نه صرفاً ساعت کارکرد یا توصیه عمومی.

بهترین KPI برای شروع مدیریت پروژه‌محور روانکار در ناوگان چیست؟

برای شروع، سه KPI ساده و اجرایی پیشنهاد می‌شود: نرخ مصرف روغن به ازای ساعت کارکرد، تعداد خرید اضطراری در ماه، و سهم تعویض برنامه‌ریزی‌شده نسبت به واکنشی. این سه شاخص هم سریع جمع‌آوری می‌شوند و هم مستقیماً به LCC مرتبط‌اند. بعد از تثبیت، می‌توان شاخص‌های آلودگی و نتایج آنالیز را نیز اضافه کرد.

جمع‌بندی

مدیریت روانکار در ناوگان دریایی، یک پروژه پیوسته است که ارزش آن در «پیشگیری از خطاهای کوچک با پیامدهای بزرگ» دیده می‌شود. از دریافت و کدگذاری در بندر، تا انبارش ضد‌آلودگی، انتقال استاندارد، تحویل با ردیابی و مصرف منضبط در موتورخانه، هر حلقه اگر ضعیف باشد کل زنجیره را آسیب‌پذیر می‌کند. نگاه LCC نشان می‌دهد هزینه اصلی، اغلب نه در خرید روانکار بلکه در توقف، خرابی‌های ثانویه و تصمیم‌گیری بدون داده پنهان است. اگر ناوگان یک سیستم حداقلی اما سخت‌گیرانه بسازد—ردیابی بچ، عدم اختلاط، کنترل آلودگی و KPIهای ثابت—نتیجه به‌صورت ملموس در کاهش خرید اضطراری، افزایش قابلیت پیش‌بینی سرویس و کاهش ریسک خرابی در دریا دیده خواهد شد.

سارا مرادی

سارا مرادی نویسنده‌ای دقیق و خوش‌فکر در تیم تحریریه موتورازین است که پیچیده‌ترین مباحث فنی را به زبانی روان و قابل‌استفاده برای همه تبدیل می‌کند. او با نگاهی کاربردی و صنعت‌محور، درباره روغن‌ها و روانکارهای موردنیاز در حمل‌ونقل، پروژه‌های عمرانی و تجهیزات سنگین می‌نویسد. نتیجه کار او همیشه محتوایی قابل اعتماد، روشن و راهگشا است.
سارا مرادی نویسنده‌ای دقیق و خوش‌فکر در تیم تحریریه موتورازین است که پیچیده‌ترین مباحث فنی را به زبانی روان و قابل‌استفاده برای همه تبدیل می‌کند. او با نگاهی کاربردی و صنعت‌محور، درباره روغن‌ها و روانکارهای موردنیاز در حمل‌ونقل، پروژه‌های عمرانی و تجهیزات سنگین می‌نویسد. نتیجه کار او همیشه محتوایی قابل اعتماد، روشن و راهگشا است.

بدون نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × یک =