انتخاب گریس مناسب یاتاقان چرخ واگن و مترو؛ NLGI، EP و پایداری برشی در عمل

ساعت ۵:۴۰ صبح، قبل از شروع سرویس‌دهی، تیم نتِ یک خط مترو در بازدید پیش‌راه‌اندازی متوجه می‌شود دمای یاتاقان چرخِ یک بوژی نسبت به روزهای قبل بالاتر است. راننده هم از «نویز خش‌خش» در سرعت‌های میانی گزارش داده بود؛ نه آن‌قدر شدید که قطار را متوقف کند، اما آن‌قدر واضح که در برگشتِ قطار به دپو روی چک‌لیست آمده است. در باز کردن درپوش، گریس تیره‌تر از حالت معمول دیده می‌شود و نزدیک لبه‌ها رگه‌هایی از آب و گردوغبار نشسته است. تصمیم سخت این‌جاست: آیا مسئله از مقدار گریس‌کاری است؟ از انتخاب گرید NLGI؟ از نبودِ افزودنی EP برای بارهای ضربه‌ای؟ یا از این‌که گریس در کار واقعی «پایداری برشی» کافی نداشته و در اثر برش و لرزش، قوامش را از دست داده است؟ انتخاب گریس یاتاقان چرخ در واگن و مترو، نه با حدس و تجربه‌ی پراکنده، بلکه با معیارهای عملیاتی قابل‌اجرا.

صورت‌مسئله در ناوگان ریلی: وقتی دما بالا می‌رود اما علت یکسان نیست

در یاتاقان چرخ، «دما» معمولاً اولین علامت است؛ اما دما به‌تنهایی علت را لو نمی‌دهد. در ناوگان ریلی و مترو، ترکیبِ بار، سرعت، سیکل توقف/حرکت و آلودگی محیطی باعث می‌شود یک گریس در ظاهر مناسب، در عمل شکست بخورد. نکته‌ی میدانی این است که سه مسیر خرابی، بسیار تکرار می‌شوند:

  • بالا رفتن دما به‌خاطر برش و افت قوام: گریس در کارکرد واقعی تحت برش مداوم قرار می‌گیرد؛ اگر قوام پایین بیاید، فیلم روانکاری ضعیف می‌شود و تماس فلز-فلز بالا می‌رود.
  • بالا رفتن دما به‌خاطر بار ضربه‌ای و مرزی شدن روانکاری: در عبور از سوزن‌ها، تقاطع‌ها و ناهمواری‌ها، بار لحظه‌ای بالا می‌رود. اگر حفاظت EP کافی نباشد، سایش و میکروپیتینگ سرعت می‌گیرد.
  • بالا رفتن دما به‌خاطر آلودگی و آب: نفوذ آبِ شست‌وشو، رطوبت تونل، یا گردوغبارِ خط، می‌تواند ساختار گریس را به‌هم بزند و روانکاری را ناپایدار کند.

در همان سناریوی ابتدای متن، تیره شدن گریس + رگه‌های آب یعنی باید هم‌زمان سه چیز را بررسی کنید: ۱) مقاومت در برابر آب و آلودگی، ۲) پایداری برشی، ۳) کفایت EP برای بارهای ضربه‌ای. اگر فقط یکی را ببینید و یکی را درمان کنید، خرابی زودرس برمی‌گردد.

در عمل NLGI یعنی «قوام کارگاهی»؛ نه عدد روی سطل

در محیط تعمیرگاهی، وقتی می‌گوییم «NLGI»، منظور عملیاتی‌اش این است: NLGI یعنی درجه قوام گریس و این‌که در دمای کار و تحت لرزش، چقدر در جای خودش می‌ماند یا جاری می‌شود. این تعریف یک‌خطی برای تصمیم‌گیری کافی است، چون شما در یاتاقان چرخ با دو ریسک روبه‌رو هستید: اگر گریس خیلی نرم باشد، در سرعت و دما جابه‌جا می‌شود و از ناحیه تماس دور می‌شود؛ اگر خیلی سفت باشد، پمپاژپذیری و توزیع درست در رولر/کنیستر سخت می‌شود و نقاط خشک ایجاد می‌کند.

سه مشاهده‌ی میدانی که به تصمیم NLGI کمک می‌کند:

  • نشت از لبه‌ها و پاشش: اغلب نشانه انتخاب قوام پایین‌تر از نیاز (یا دمای بالاتر از طراحی) است.
  • خشکی نقطه‌ای و صدای رولینگ: می‌تواند از قوام بالاتر + توزیع ناقص، یا از گریس‌کاری کمتر از مقدار لازم باشد.
  • سفت شدن غیرعادی در زمستان/دپو: اگر در شروع حرکت، دما سریع بالا می‌رود و نویز می‌آید، گاهی گریس در دمای پایین بیش‌ازحد سفت می‌شود و روانکاری دیر به حالت پایدار می‌رسد.

نکته‌ی کلیدی این است که NLGI را جدا از «پایداری برشی» نبینید. دو گریس با NLGI یکسان می‌توانند پس از چند هزار کیلومتر کارکرد، یکی همان قوام را حفظ کند و دیگری افت کند؛ و اینجا دقیقاً پای پایداری برشی وسط است.

EP در یاتاقان چرخ: بیمه‌نامه بار ضربه‌ای و مرزی شدن روانکاری

در مسیرهای ریلی، بار همیشه «ثابت و یکنواخت» نیست. در عبور از اتصالات، سوزن‌ها و حتی در ترمزگیری‌های پرتکرار مترو، بارهای لحظه‌ای و شوک‌لود رخ می‌دهد. تعریف کاملاً عملیاتی در کارگاه این است: EP یعنی توان گریس برای جلوگیری از جوش‌خوردگی و سایش شدید در لحظه‌هایی که فیلم روانکاری نازک می‌شود و بار بالا می‌رود.

اثر EP را در سه وضعیت واقعی بهتر می‌بینید:

  • بار ضربه‌ای: اگر EP کافی نباشد، سطح رولر و ریس به‌سرعت پولیش‌مانند و سپس خشن می‌شود؛ نویز بالا می‌رود و دما به‌صورت پلکانی افزایش پیدا می‌کند.
  • دمای بالا: دما اکسیداسیون را تشدید می‌کند؛ گریسی که در دما پایدار نیست، زود تیره می‌شود و لجن/رسوب می‌دهد. EP به‌تنهایی کافی نیست، اما نبودش خرابی را سریع‌تر می‌کند.
  • آلودگی ذرات: با ورود ذرات، شرایط مرزی‌تر می‌شود. EP کمک می‌کند آسیب‌های لحظه‌ای کمتر شود، ولی اگر کنترل آلودگی ضعیف باشد، بهترین EP هم نمی‌تواند معجزه کند.

برای تیم نت، علامت عملیِ کمبود EP معمولاً «افزایش نویز همراه با بالا رفتن دما پس از شوک‌ها» است، نه صرفاً دمای بالا. این تفاوت در تشخیص، جلوی تعویض‌های اشتباه گریس را می‌گیرد.

پایداری برشی: همان چیزی که باعث می‌شود یک گریس روی کاغذ خوب، در خط بد عمل کند

پایداری برشی در یاتاقان چرخ، یک مفهوم آزمایشگاهیِ تزئینی نیست؛ اتفاقاً نزدیک‌ترین مفهوم به «واقعیت خط» است. در بوژی، گریس دائماً تحت برش، ارتعاش و میکروحرکت قرار می‌گیرد. اگر ساختار گریس در اثر برش بشکند، قوام افت می‌کند، روغن از صابون جدا می‌شود، و روانکاری از حالت پایدار خارج می‌گردد. نتیجه در عمل می‌تواند این باشد: در بازدید دوره‌ای، گریس ظاهراً «وجود دارد» اما دما بالا رفته و سطح یاتاقان آثار سایشی دارد.

برای تفکیک اثر NLGI، EP و پایداری برشی، این جدول میدانی را به‌عنوان ابزار تشخیص اولیه در نظر بگیرید (نه جایگزین تست و مستندسازی):

عامل در خط چه کاری انجام می‌دهد؟ اگر ضعیف باشد، چه می‌بینید؟ اقدام اصلاحیِ قابل اجرا
NLGI کنترل ماندگاری گریس و توزیع در یاتاقان، خصوصاً در دما و سرعت نشت از لبه‌ها یا خشکی نقطه‌ای، تغییر رفتار در سرما/گرما بازنگری قوام با توجه به دما و روش گریس‌کاری (کارتریج/پمپ/دستی)
EP حفاظت در بار ضربه‌ای و لحظه‌های مرزی شدن روانکاری نویز پس از شوک‌ها، افزایش دما پلکانی، آثار سایش شدید انتخاب گریس با بسته افزودنی مناسب بار ضربه‌ای و کنترل آلودگی
پایداری برشی حفظ قوام و ساختار تحت ارتعاش و برش مداوم گریس شل‌شده/روغن‌اندازی، تیره شدن سریع، افزایش دما با وجود گریس ظاهراً کافی انتخاب گریس با پایداری برشی بالاتر + اصلاح فواصل و مقدار گریس‌کاری

جمع‌بندی این بخش: در مترو و واگن، «مقایسه‌ی گریس‌ها روی کاغذ» بدون توجه به پایداری برشی، ریسک می‌سازد. اگر یک خط در تابستان با دمای محیط بالا کار می‌کند یا سیکل توقف/حرکت سنگین دارد، پایداری برشی عملاً تعیین می‌کند گریس تا موعد سرویس بعدی هنوز گریس هست یا یک ماده شل و بی‌خاصیت.

ریسک‌های اجرایی در تعمیرگاه و سایت

بیشتر خرابی‌های زودرس یاتاقان چرخ، فقط «انتخاب محصول» نیست؛ ترکیب انتخاب + اجراست. در تعمیرگاه و سایت، چند خطای تکرارشونده دیده می‌شود که مستقیماً روی دما، آلودگی و عمر گریس اثر می‌گذارد:

  • مخلوط‌کردن گریس‌های ناسازگار: اضافه‌کردن گریس جدید روی گریس قدیمی بدون شناخت سازگاری، می‌تواند باعث نرم‌شدن یا سفت‌شدن غیرعادی و از دست رفتن روانکاری شود.
  • گریس‌کاری بیش‌ازحد: تصور رایج این است که «هرچه بیشتر، بهتر». در یاتاقان چرخ، اضافه‌گریس می‌تواند دما را بالا ببرد، باعث چرن (churning) و اکسیداسیون سریع شود و حتی به نشت منجر گردد.
  • گریس‌کاری کمتر از مقدار لازم: مخصوصاً وقتی ابزار تزریق دقیق نیست یا زمان کم است؛ نتیجه خشکی موضعی و نویز زودهنگام است.
  • ورود آلودگی در لحظه گریس‌کاری: نازل کثیف، دستکش آلوده، یا باز گذاشتن قطعه در محیط پرگردوغبار؛ این‌ها ذرات را مستقیم به تماس یاتاقان می‌برند.
  • بی‌توجهی به آب و شست‌وشو: اگر آب وارد شود، گریس می‌تواند امولسیون بدهد یا ساختارش آسیب ببیند. در خطوطی که شست‌وشو پرتکرار است، این عامل تعیین‌کننده است.

اگر تیم شما در کنار بحث گریس، با چالش‌های تامین روانکار در چند سایت شهری هم درگیر است، یکپارچه‌سازی رویه‌ها مهم می‌شود. برای مثال، در بسیاری از سازمان‌ها تیم‌های مختلف هم‌زمان با روانکارهای دیگر هم کار می‌کنند و داشتن مرجع داخلی برای دسته‌بندی و تامین کمک می‌کند؛ راهنمای روغن صنعتی می‌تواند برای استانداردسازی ادبیات و فرآیند خرید مفید باشد (بدون این‌که گریس را با روغن یکی بگیریم).

پایش، مستندسازی و معیار پذیرش کار

در ناوگان ریلی، «پذیرش کار» بعد از گریس‌کاری نباید با جمله‌ی «گریس زدیم و تمام» بسته شود. باید معیار داشته باشید؛ و این معیارها باید روی همان چیزهایی بنشیند که خرابی را می‌سازد: دما، نویز/ارتعاش، وضعیت ظاهری گریس، و نشتی. یک چارچوب اجرایی که در عمل جواب می‌دهد:

  1. ثبت دمای یاتاقان چرخ قبل و بعد از اقدام: با ابزار ثابت (ترجیحاً یکسان) و در شرایط یکسان مسیر/زمان. معیار پذیرش می‌تواند «کاهش روند افزایشی دما» باشد، نه یک عدد ثابت بدون زمینه.
  2. ثبت نویز/ارتعاش به زبان عملیاتی: اگر ابزار دارید، ترند بگیرید؛ اگر ندارید، حداقل یک فرم کدگذاری‌شده برای گزارش راننده/بازرس بسازید (مثلاً خش‌خش در ۴۰–۶۰، یا ضربه در عبور از سوزن).
  3. بازدید چشمی گریس در بازه کوتاه: ۳ نشانه را ثبت کنید: تغییر رنگ، روغن‌اندازی، و وجود آلودگی/آب. این‌ها به‌طور مستقیم به پایداری برشی و مقاومت به آلودگی مربوط‌اند.
  4. کنترل نشتی و تمیزی اطراف آب‌بند: نشتی فقط اتلاف نیست؛ نشتی یعنی احتمال ورود آلودگی و آب بیشتر شده است.
  5. ثبت «نوع گریس + بچ + تاریخ تزریق + مقدار»: بدون این، هیچ تحلیل ریشه‌ای شکل نمی‌گیرد و هر خرابی تبدیل به حدس می‌شود.

اگر واحد شما برای پایش و برنامه‌ریزی نگهداری پیشگیرانه از رویکردهای PM استفاده می‌کند، بهتر است این شاخص‌ها کنار سایر اقلام روانکاری سازمان تعریف شوند. بسیاری از تیم‌ها در همین فضا از محتواهای آموزشی موتورازین برای یکسان‌سازی واژگان و چک‌لیست‌ها استفاده می‌کنند.

۵ اقدام میدانی برای انتخاب و نگهداری گریس یاتاقان چرخ در مترو و واگن

این بخش عمداً «دانشگاهی» نیست. هر مورد، یک اقدام قابل اجراست که می‌شود همین ماه در دپو/کارگاه پیاده کرد:

  • اقدام ۱: انتخاب را با سه ورودی واقعی انجام دهید: دمای کار (تابستان/تونل/مسیر)، نوع بار (ضربه‌ای یا یکنواخت)، و ریسک آلودگی/آب. سپس بین NLGI، EP و پایداری برشی توازن بسازید؛ نه این‌که فقط NLGI را معیار قرار دهید.
  • اقدام ۲: مقدار تزریق را استاندارد کنید، نه سلیقه‌ای: برای هر تیپ بوژی/یاتاقان، مقدار گریس‌کاری و ابزار تزریق را ثابت کنید و در فرم ثبت کنید. تغییر ابزار (پمپ به دستی) بدون تغییر مقدار، خطای پنهان می‌سازد.
  • اقدام ۳: پروتکل «پاکیزگی نازل و محیط» تعریف کنید: نازل، سرپمپ و محل اتصال قبل از تزریق تمیز شود؛ گریس‌کاری در محیط پرگردوغبار بدون پوشش و تمهید، یعنی تزریق آلودگی.
  • اقدام ۴: در خطوط با ریسک آب، کنترل آب‌بند را هم‌زمان با گریس‌کاری الزام کنید: اگر آب‌بند ضعیف باشد، بهترین گریس هم پایدار نمی‌ماند. معیار ساده: هر نشتی یا آلودگی مرئی اطراف آب‌بند، یعنی اقدام اصلاحی قبل از ادامه بهره‌برداری.
  • اقدام ۵: یک «تست مقایسه‌ای محدود» با ترند دما طراحی کنید: روی چند واگن منتخب، دو گریس کاندید را با اجرای یکسان (مقدار، ابزار، پاکیزگی) اجرا کنید و دمای یاتاقان چرخ را در یک بازه مشخص ترند بگیرید. نتیجه این تست، از ده‌ها نظر فردی معتبرتر است.

در سازمان‌هایی که ناوگان‌شان هم‌زمان با تجهیزات دیگر صنعتی کار می‌کند (مثلاً کمپرسورها، گیربکس‌ها، هیدرولیک‌های دپو)، هماهنگی تامین و استانداردسازی سبد روانکار مهم می‌شود.

پرسش‌های متداول

برای یاتاقان چرخ مترو، NLGI بالاتر همیشه بهتر است؟

نه. NLGI بالاتر یعنی گریس سفت‌تر است و ممکن است در برخی شرایط دما/سرعت، توزیع‌پذیری بدتر شود و نقاط خشک بسازد. در مقابل، NLGI پایین‌تر هم می‌تواند در دما و سرعت بالا جابه‌جا شود و از ناحیه تماس دور شود. تصمیم درست، بر اساس رفتار واقعی یاتاقان چرخ در دما، سرعت و روش گریس‌کاری شماست.

اگر دمای یاتاقان چرخ بالا برود، اول EP را عوض کنیم یا NLGI را؟

اول الگوی افزایش دما را ببینید. اگر دما بعد از شوک‌ها/عبور از سوزن‌ها جهشی بالا می‌رود و نویز هم اضافه می‌شود، احتمال کمبود حفاظت EP جدی‌تر است. اگر دما به‌صورت تدریجی بالا می‌رود و نشتی یا جابه‌جایی گریس دیده می‌شود، مسئله می‌تواند از قوام (NLGI) یا پایداری برشی باشد. بدون ثبت ترند دما و مشاهده ظاهری گریس تصمیم نگیرید.

پایداری برشی را در کارگاه چطور «حس» کنیم؟

به‌جای حس، از نشانه‌های عملی استفاده کنید: روغن‌اندازی اطراف درپوش، شل‌شدن غیرعادی گریس، تیره‌شدن سریع در فاصله کوتاه، و افزایش دما با وجود گریس ظاهراً کافی. این‌ها معمولاً وقتی رخ می‌دهد که گریس تحت برش و ارتعاش قوامش را از دست داده است. ثبت دقیق بچ و تاریخ تزریق کمک می‌کند این الگو تکرارپذیر شود.

آب وارد مجموعه شده؛ آیا فقط تعویض گریس کافی است؟

اگر آب فقط یک‌بار وارد نشده و مسیر ورود (آب‌بند/روش شست‌وشو/کثیفی محیط) اصلاح نشود، تعویض گریس یک مسکن کوتاه‌مدت است. در عمل باید هم‌زمان: مسیر ورود آب را پیدا کنید، آب‌بند را کنترل کنید، تمیزی محل گریس‌کاری را بالا ببرید و سپس گریس را با اجرای استاندارد جایگزین کنید. در غیر این صورت آلودگی و آب دوباره برمی‌گردد.

چطور از مخلوط شدن گریس‌ها جلوگیری کنیم وقتی شیفت‌ها متعدد هستند؟

با سه اقدام اجرایی: ۱) کدگذاری رنگی/برچسبی برای هر گریس و ابزار تزریق اختصاصی، ۲) ثبت اجباری نوع گریس و بچ در فرم، ۳) ممنوعیت «تاپ‌آپ» بدون شناسایی گریس قبلی. در ناوگان ریلی، مخلوط‌کردن گریس‌های ناسازگار یکی از عوامل پنهان افزایش دما و خرابی زودرس است.

جمع‌بندی

برای یاتاقان چرخ واگن و مترو، انتخاب گریس یک تصمیم تک‌عددی نیست. NLGI در عمل یعنی قوامی که تعیین می‌کند گریس در دما و سرعت شما می‌ماند یا جابه‌جا می‌شود؛ EP یعنی محافظت در لحظه‌های بار ضربه‌ای و مرزی شدن روانکاری؛ و پایداری برشی یعنی این‌که گریس «تا موعد سرویس بعدی» واقعاً گریس بماند، نه ماده‌ای شل و روغن‌انداخته. اگر با افزایش دما یا نویز روبه‌رو هستید، به‌جای تعویض‌های تکراری، مسیر را این‌طور ببندید: اجرای پاکیزه و مقدار استاندارد، کنترل آب‌بند و آلودگی، سپس انتخاب گریس بر اساس بار، دما و رفتار برشی. هر تصمیمی که ثبت و پایش نشود، در خط بعدی دوباره به حدس تبدیل می‌شود.

سارا مرادی

سارا مرادی نویسنده‌ای دقیق و خوش‌فکر در تیم تحریریه موتورازین است که پیچیده‌ترین مباحث فنی را به زبانی روان و قابل‌استفاده برای همه تبدیل می‌کند. او با نگاهی کاربردی و صنعت‌محور، درباره روغن‌ها و روانکارهای موردنیاز در حمل‌ونقل، پروژه‌های عمرانی و تجهیزات سنگین می‌نویسد. نتیجه کار او همیشه محتوایی قابل اعتماد، روشن و راهگشا است.
سارا مرادی نویسنده‌ای دقیق و خوش‌فکر در تیم تحریریه موتورازین است که پیچیده‌ترین مباحث فنی را به زبانی روان و قابل‌استفاده برای همه تبدیل می‌کند. او با نگاهی کاربردی و صنعت‌محور، درباره روغن‌ها و روانکارهای موردنیاز در حمل‌ونقل، پروژه‌های عمرانی و تجهیزات سنگین می‌نویسد. نتیجه کار او همیشه محتوایی قابل اعتماد، روشن و راهگشا است.

بدون نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

19 − شانزده =